20 آذر ,1396

حاج سید مهدی فال اسیری:

-بروید هزار رکعت نماز غیر سیاسی بخوانید؛ هرگاه از دنیا رفتید خواهید فهمید که چقدر اشتباه کردید

حرف گوش کن، یعنی عبد باشد و از همه دنیا آزاد باشد و به جز فرمان الهی و بندگی به هیچ چیز وابسته نباشد

امام حسین، زمانی سرش از تنش جدا شد که مردم مدینه به جای یاری، گفتند که نرو، وگرنه کشته می­شوی

ایام ماه رجب المرجب هست و موقعیت خاصی است برای آماده شدن جهت شرکت در ضیافت ماه مبارک رمضان. ان شاءالله خدا به همه ما توفیق بدهد تا بتوانیم با آمادگی وارد مهمانی خدا شویم.

بعضی وقت­ها بعضی از مناسک، دعاها و بعضی از اعمال،از بصیرت، معنویت و رسیدن انسان به ملکوت اعلا جلوگیری می­کند.مثلا بعضی وقت­ها ممکن است؛ مناسک حج مانع شود که ما امام زمانمان را یاری کنیم. این که امام می­فرمایند: حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است،حتی از نماز، معنایش این است. طایفه­ای از مسلمان­های شش آتشه بودند و حتی بعضی­ از آن­ها پیغمبر را هم دیده بودند. امام زمانشان حج را رها کرد و برای قیام رفت ولی آن­ها ایستادند و حج  را تمام کردند.ان شاءالله خداوند ما را گرفتار این مناسک، این نمازها، این روزه­ها، این دعاها و این شب زنده داری­هایی کهما را از امام زمانمان جدا می­کند و دراز حمایت امام زمانمان تاخیر ایجاد می­کند، قرار ندهد.

حضرت امیر(ع)،از رسول گرامی اسلام(ص)نقل می­فرمایند که حضرت فرمودند از قول خداوند متعال، یعنی حدیث قدسی است، خداوند متعال فرمودند:لَاًعَذِّبَنِّهُم. تاکید آن هم خیلی زیاد هست؛ یعنی چند نوع تاکید در این کلمه بکار برده شده است. می­فرماید که من قطعا و یقینا آن کسانی که زیر بیرق و زیر پرچم کسی می­روند که از طرف و از طریق من پیشوا و رئیس نشده راعذاب می­کنم.هرچند کهدر اجتماع، فردی از آن شخص بهتر وجود نداشته باشد و حتی در صف جماعت هم بعد از خادم که در مسجد را باز می­کند؛ اولین نفری که وارد مسجد می­شود آن شخص باشد؛ جماعتش ترک نشود، همه نمازهای مستحبی­اش انجام شود، روزه­اش به جا باشد، خمسش را دقیق بدهد، حجش را راحت برود، ذکاتش را بدهد، حتی همه فروع دین همه را انجام بدهد؛خداوند متعال می­فرماید من این شخص را عذاب می­کنم. چرا؟ چون این شخص با این ظاهری که درست کرده ریشه اصل دین را که امامت است می­زند. یعنی چه؟ همین حرف­هایی که بعضی وقت­ها می­شنوید که می­گویند دین از سیاست جداست. بعضی افراد هم، آن­قدر امام رضوان الله علیه فرمود که دین ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ماست، روی این که این حرف را بزنند ندارند ومی­گویند ما می­خواهیم یک مرجع تقلید برای خودمان پیدا کنیم که سیاسی نباشد؛ یعنی ریشه این قضیه را می­زنند. لذا خداوند متعال در این حدیث قدسی می­فرماید: من این را عذاب می­کنم و عذاب موکد هم می­کنم. گرچه این آدم ظاهرش هم خیلی درست باشد. می­فرماید اگر آن فرد در بالاترین درجه هم باشد؛ اگر تحت بیرق امامی برود که از طرف من نباشد من او را عذاب می­کنم. حال چه کسی از طرف خداست؟پیامبران از طرف خدا هستند؛پیامبر آخرالزمان،پیغمبر ما هست که از طرف خداست. بعد از خود چه کسی را معرفی کرده؟ در ادامه همین حدیث، رسول خدا تکلیف را روشن می­کندو قضیه را به امام زمانمی­رساند. امام زمان هم در آن توقیع مبارکشان (آن چیزی که با دست خط مبارکشان جواب نوشتند)آنجا تکلیف مارا روشن کردند. حال تکلیف کسی که زیر بیرق امام حق رفته چیست؟خداوند متعال می­فرماید:  هرکس زیر بیرق امام حق برود؛ من او را به بهشت می­برم وکارش را درست می­کنم؛ گرچه او گناهانی هم داشته باشد. دربدو امر وقتی انسان به این حدیث نگاه می­کند؛ مقداری با معادلات ذهنی ما جور در نمی­آید. وقتی که بیشتر روی این روایت و حدیث قدسی دقت کنیم؛ متوجه می­شویم که عین فرمایش قرآن و آموزه­های عترت است. چرا؟ چون اگر کسی اساس را تقویت کرد؛یعنی اگر اساس حکومت دین برپاشد؛وقتی پایه و اساس دین محکم شد؛ هر چند ممکن است بعضی جاها اشتباهاتی وجود داشته باشد؛ همه این اشتباهات خودش برطرفمی­شود. عزیزانی که اول انقلاب را یادشان هست، آنهایی که با چشمانشان انقلاب را و پیروزی انقلاب رادیدند؛ خیلی خوب متوجه می­شوند. ببینید بعد از انقلاب،فساد بیداد می­کرد، فقر بیداد می­کرد، فاصله طبقاتی بیداد می­کرد، پارتی بازی بیداد می­کرد، تبعیض بیداد می­کرد، ظلم و فساد بیداد می­کرد، و جالب این است که عادی هم شده بود؛ یعنی مردم این را پذیرفته بودند. در بحث فحشا و منکرات هم خیلی چیزهای جالبی بود. نمیدانم چرا بعضی از افراد همه چیز را یادشان رفته. البته نی­ریز الحمدالله خیلی خوب بود. روستاها هم خیلی خوب بود. ولی بعضی­ها هم بودند که فیقلوبهم مرض بودند. خدا کند مرض در قلب آدم ایجاد نشود. تمام کسانی که آن وقت زیر بیرق شاه، به حکومت شاه تن دادند، (این حرف خیلی سنگین است به کسی برنخورد) من از خودم نمی­گویم، علی از پیغمبر و پیغمبر هم از خدا می­گوید. مفهوم این فرمایش خداوند در این حدیث قدسی این است که همه آن­هایی که در رژیم شاه و در رژیم طاغوت، زیر بیرق شاه سینه زدند، حج رفتند، حج آن­ها هیچ فایده­ای ندارد. نماز خواندند، مسجد ساختند، بیمارستان ساختند، مدرسه ساختند، راه ساختند، کمک به ایتام کردند، هر کاری کردند هیچ نمی­ارزد. چرا؟ چون پایه­های حکومتی را سفت کردند و محکم کردند که این حکومت غیر الهی بوده؛ یعنی غیر از طریق خدا و از طریق کودتا، از طریق زور، از طریق زد وبند، از طریق انداختن حلقه نوکری اجانب(یک زمانی انگلیس و یک زمانی هم آمریکا) بوده است.حال می­فرماید اگر کسی تحت بیرق امام حقی که از جانب ماست؛ قرار بگیرد؛ اگر یک وقت هم اشتباهی کرد من بهاو رحمت می­بخشم. می­فرماید اگر انسان در سلسله مراتبی که ما درست کردیم قرار گیرد؛ من به او رحم می­کنم. به آنهایی که می­گویند این هم سیاسی استتذکر دهیم. بروید هزار رکعت نماز غیر سیاسی بخوانید؛ هرگاه از دنیا رفتید خواهید فهمید که چقدر اشتباه کردید. بعد معلوم می­شود که آدم خوبی نبودیم. انسان خوب در دنیا فقط یک نفر هست  و آن هم کسی است که حرف گوش کن باشد. حرف گوش کن، یعنی عبد باشد و از همه دنیا آزاد باشد و به جز فرمان الهی و بندگی به هیچ چیز وابسته نباشد؛ نه به علم، نه به مال و فرزند و چیز دیگر، و فقط چشمش به فرمان الهی باشد. مگر پیغمبر چگونه به درجه پیغمبری رسیده است؟ درادامه حدیث، پیغمبر به حضرت امیر می­فرماید: من و تو از همه چیزهایی که خداوند خلق کرده بهتر هستیم؛حتی از ملائکه. چرا؟ می­فرماید: دلیل آن، معرفت و شناخت ما نسبت به خداست. ما بالاترین معرفت و توحید را دارا هستیم؛چرا که هیچ­کس به درجه عبودیت و معرفت ما نمی­رسد.اگر قرار است خدا بندگی شود و خدا را بشناسد باید از طریق ما بشناسد؛ حتی ملائکه.

ای علی تو از منی و من از تو، یا تو برادر و وزیر من هستی. وقتی من از دنیا رفتم؛ بعد از من یک فتنه برنامه­ریزی شده راه می­افتد که آنقدر دقیق هست که گوش­ها و بینی­ها را می­برد. یعنی دیگر انسان نه صدای حق را می­شنود ونه بوی حق را. در این فتنه، تمام دوستی­ها و روابط از بین می­رود و حضرت حدیث را دامه می­دهدتا جریان آخرالزمان و ظهور حضرت حجت. آن چیزی که مهم است در زندگی این است که، باید بدانیم که در زیر بیرق چه کسی سینه و زنجیر می­زنیم. قرآن هم در باب روز قیامت می­فرماید: آن روز، روزی است که همه انسان­ها به وسیله آن کسی که امام و جلودار آنها بودهصدا زده می­شوند. باید بدانیم که آیا این بیرق به خدا یا کس دیگریبر می­گردد یا با خرافات مخلوط شده و آب را گل آلود کردیم و نخ از دست بیرون رفته و نفهمیدیم که به کجا می­رسد.

در این روزنامه و مجله­ها، یک بازی می­گذارند که خیلی خط کشیده شده و باید راه را پیدا کنیم تا به بیرون برسیم؛الآن آمدند اوضاع و احوال دنیای ما را کاری کرده­اند که سر خط را گم کرده­ایم. آنهایی که باعث شدند که امام علی جنگ­های فراوانی داشته باشد و وقت نکند به مسئله غیر بپردازد؛  همین­هایی هستند که حضرت امیر را کشتند و باعث این جنگ شدند. آن­ها همین­هایی بودند که در این چهارچوب قرار گرفته بودند؛ ولی در محور امامت حضرت رسول نبودند و باعث شدند حضرت امیر را به قتل برسانند. خیال کردند که با نماز خواندن و روزه گرفتن و ... مشکلاتشان حل می­شود. دور و بر حضرت امیر و فرزندش امام حسن را خلوت کردند و باعث شدند امام حسن آن جام زهر را بنوشد و آن قرار داد را امضاء کند. همچنین امام حسین، زمانی سرش از تنش جدا شد که مردم مدینه به جای یاری گفتند که نرو، و گرنه کشته می­شوی و همچنین امامان بعد از ایشان. امت راه خود را گم کردند. در انقلاب ما هم هر موقع مشکل پیش آمده دلیلش این بوده که ما حرف امام خود را گوش نکردیم؛ مثل بنی صدر در زمان جنگ تحمیلی. جاهای دیگری هم بود که مردم گوش نکردند که حرف رهبر چه هست و خسارت­هایی را دادیم. مواظب باشیم که دیگر اشتباه نکنیم؛ چرا که باید تمام این­ها را جواب دهیم. اگر ما از زیر این بیرق خارج شویم؛ تمام عبادت­هایمان باطل است. ان شاءالله خدا ما را یاری کند.