1 آبان ,1396

تبریک عرض می‌کنم میلاد امام حسن کریم اهل‌بیت را. یک نگاه کنیم به خودمان ببینیم وظیفه‌مان چیست وقتی قرآن را ما نگاه می‌کنیم خداوند متعال هدف از خدمت را عبودیت بندگی بیان می‌کنم برای عبودیت مثل جن وانس تمام عالم هم برای جن و انس آفریده‌شده. تمام این کرات و موجودات همه برای انسان‌ها برای همین دو موجود هستند تسخیر آن‌ها هم داده‌شده قدرت تسخیرش را خداوند به جن وانس داده پس هدف اصلی از آفرینش انسان بندگی است و اطاعت از خداوند متعال. ائمه هدی و 124000 پیغمبر قطعاً تمام حرکاتی که داشتند به همین جهت است؛ یعنی هر حرکتی که انبیا کردند همه آن‌ها یعنی هر 124000 نفرشان و ائمه اطهار هر 12 نفرشان و وجود مقدس حضرت زهرا هر کاری کردند هر برنامه ریختند، همه‌اش در جهت رسیدن به بندگی است. خب یکی از کارهایی که به ما گفتند که انجام دهیم جشن تولد هست. جشن تولد برای کی؟ برای بچه‌هایمان، نه. این را من در هر آیه‌ای که نگاه کردم چیزی ندیدم که بشود از آن استنباط کرد که جشن تولد برای بچه‌ها خیلی خوب است چون در جشن تولد که ما برای ائمه می‌گیریم با خود تولد این‌ها هر اتفاقی در آن می‌افتد در عالم یک اتفاقاتی می‌افتد وجود خود این‌ها مایه خیروبرکت هست برای عالم، خب این جشن گرفتن دارد. ولی تولد من موقعی که به دنیا آمدم چه اهمیتی داشت برای دنیا. جز این‌که پدر و مادر و خانواده خوشحال شوند چیز دیگری نبوده. این تولدها و شهادت‌ها و مناسبت‌ها و به‌طورکلی همه ایام‌الله هی که قرآن هم بر آن تأکید دارد. می‌گوید این‌ها را بزرگ بدارید. همه این‌ها برای تقویت روح عبودیت و بندگی هست. الآن شب میلاد امام حسن مجتبی هست ما چند جور می‌توانیم این جشن را برگزار کنیم یک جشنی که یک مداحی بیاوریم اینجا شماها هم کف بزنید، شیرینی بخورید، شیرینی پخش‌کنید و این‌ها. به فرض این‌که هیچ معصیتی هم اتفاق نیفتد خیلی هم خوب. خب از در مسجد که رفتیم بیرون چه فرقی کردیم تا وقتی‌که وارد شدیم؟ هیچی همان آقایی که بودیم هستیم. یک‌وقت هم هست که نه با ورود به مسجد و شرکت در جشن امام مجتبی نگاه می‌کنیم ببینیم امام مجتبی الا کی بود؟ چی بود؟ از فرمایش رسول‌الله هست که امام حسن و امام حسین هر دو امامند چه قیام کنند چه به دلیل آنکه یار نداشته باشند بنشینند. هیچ فرقی نمی‌کنند امام هستند و امامت آن‌ها سرجای خودش هست خب این امام مجتبی که این‌قدر روایاتی از رسول گرامی اسلام و از پدر و مادر بزرگوارشان در فضیلتشان نقل‌شده، آیا این امت این‌ها را خبر نداشتند جایگاه امام مجتبی ع را ما باید در این شب‌ها بفهمیم. امام حسن نسبت ماچی هست اگر امام هست جایگاه امام کجاست جایگاه امام جلو هست یا پشت سر است. معنای رهبری چی هست اگر معنای رهبری راهبرد جمعیت و جلو بردن جمعیت هست هدایت جمعیت هست هدایت‌گر و راهبر همین جمعیت روبه‌جلو هست پشت سر که نیست. ما باید یاد بگیریم که پایمان را بگذاریم جای پای آن‌هایی که اسمشان را گذاشتیم امام. کار به دل خودمان نداشته باشیم اگر کار به دل خودمان داشته باشیم از دایره عبودیت بیرون می‌رویم این هم که میگوییم پا بگذاریم جای پای امام به دلیل این هست که امام دارد رهنمود می‌شود ما را به‌طرف عبودیت و بندگی و به‌طرف خدا و به‌طرف همان هدف اصلی خلقت یعنی آن‌وقت در هدف اصلی خلقت حرکت می‌کنیم. همه‌چیزهای ما هماهنگ می‌شود با همان هدف خلقت. آن‌وقت سرعت خیلی زیاد می‌شود اوج می‌تواند گرفته شود دید وسیع می‌تواند بشود اگر هم‌جهت باشیم با عالم خلقت همه‌چیزها راحت می‌شود. چه جوری؟ پذیرش شهادت خود ویاران و فرزندان و اسارت ناموس، زن و بچه، برای آن شیرین می‌شود. امام حسین ع به شیرینی پذیرفت جریان عاشورا را. چرا؟ چون نگاهش فقط به یک نقطه بود و آن نقطه هم عبودیت و بندگی بود. نگاه می‌کرد ببیند خدای متعال از او چه می‌خواهد. بعضی‌ها که خیال می‌کردند که خیلی عاقل‌اند آمدند که نمونه‌اش را هم متأسفانه زیاد داریم به امام حسین ع پیشنهاد کردند که آقا نرو؟ آنجا شمارا می‌کشند؟ حداقل زن و بچه را نَبَر، حضرت فرمودند خدا می‌خواهد من را شهید و مقتول ببیند. خدادوست دارد زن و بچه من را اسیر ببیند خب چون خدادوست دارد اگر من بنده هستم اگر عبودیت در من شکل‌گرفته خب من راضی هستم به رضای خدا. اگر همه این اتفاقات برای من در یک نصف روز اتفاق بیفتد من فقط باید بگویم خدایا من راضی‌ام به رضای تو. این اتفاقاتی که برای ما گذاشتند در طول سال گذاشتند به‌عنوان ولادت‌ها و شهادت‌ها برای شناخت خط اصلی است. برای این است که خط اصلی را گم نکنیم. این‌ها تابلوهایی است که بر سر ما قراردادند که ما با توجه به این تابلوها حرکاتمان را تنظیم کنیم. سرعت و جهتمان را و تمام‌کارهایمان را طبق این تابلوها تنظیم کنیم و حرکت کنیم که سالم به مقصد برسیم منحرف نشویم همه این‌ها برای این است. حالا ما اگر با این دید حرکت کردیم هم در مجلس میلاد ائمه ع وقتی‌که وارد می‌شویم وز مانی که خارج می‌شویم فرق کردیم معرفتمان و شناختمان نسبت به امام بیشتر شده، نسبت به پیغمبر بیشتر شده، نسبت به خدا هم بیشتر شده. در عبودیت و بندگی ما و پذیرش اوامر و نواهی خدا برای ما راحت‌تر می‌شود. در مجالس عزا هم همین‌طور هست. بعضی‌ها می‌روند در مجلس عزا که گریه کند خودش را سبک کند خب این برای خودش رفته، آیا امام حسین ع و سایر ائمه اطهار ع که به شهادت رسیدند برای این است که

من خودم را سبک کنم؟ من راحت بشوم؟ یعنی این این‌قدر ارزش دارد که امام شهید شود؟ یک معادله اگر برای خودمان درست کنیم خیلی راحت می‌توانیم متوجه شویم که در قبال شهادت امام زمان چون حضرت امیر ع در زمان خودش امام زمان بوده امام مجتبی امام حسین امام سجاد امام باقر همین‌جور بیاید تا امام زمان همه در زمان خودشان امام زمان بودند خب درواقع این‌ها امام زمان‌هایی بودند که به شهادت رسیدند ما ببینیم در این معامله چی را می‌توانیم در مقابلش قرار دهیم که این دو کفه ترازو مساوی بشود یعنی ارزش داشته باشد که امام در قبال آن شهید بشود اگر ین معامله را برای خودمان حل کردیم آن‌وقت متوجه می‌شویم ما در جلسات عزا هم که می‌رویم باید همان جهتی که خدا برایمان ترسیم کرده، در جهت عبودیت باشد. عبودیت ما را زیاد کند نه این‌که مثلاً ما امشب مجلس عزا گرفتیم خانه ما 45 نفر آمدند مثلاً خانه دیگری 22 نفر آمدند پس من خوشحال بشوم که خانه ما خوب شده زیادتر آمدند یا جشن گرفتیم همین‌جور نه این معادلات معادلاتی نیست که ائمه به ما دستور داده باشند این بساط جشن تولد برای ائمه برای این‌ها درست نشده برای شناخت و توحید، نتیجه‌اش هم بشود عبودیت و بندگی. خب حالا یکی از کارهایی که انسان باید در این جهت انجام بدهد چون انسان طبعاً خدا اجتماعی آن را آفریده جمعی می‌تواند زندگی کند تنهایی انسان نمی‌تواند زندگی کند خیلی از حیوانات هستند تنهایی می‌توانند زندگی کنند یعنی وقتی‌که زاییده می‌روند یا از تخم بیرون می‌آیند این‌ها تا روزی که می‌میرند حالا یا صید می‌روند یا عمرشان تمام می‌شود می‌توانند تنهایی زندگی کنند ولی انسان نمی‌تواند. چون انسان نمی‌تواند و می‌خواهد اجتماعی زندگی کند یک راهکار دارد یعنی ما باید همه همدیگر را کمک کنیم در جهت عبودیت و بندگی خدا باید همدیگر را کمک کنیم چه جوری کمک کنیم همان جریان فراموش‌شده امربه‌معروف و نهی از منکر که مقام معظم رهبری هم زیاد بر آن تأکیددارند متأسفانه گوش شنوای هم وجود ندارد آن‌یکی از اساسی‌ترین مسائل زیربنایی همین جریان هست. چرا؟ چون هیچ‌کس خودش را نمی‌بیند. ولی همه دیگران را می‌بینند این‌که فرمودند المومن مراه المومن مؤمن آینه مؤمن هست یعنی اگر عیبی در من دیدید شما بیایید با زبان لین نه با زبان نیش‌دار نه با زبان مسخره و توهین، نه این را با زبان لین به من تذکر بدهید. وقتی تذکر دادید این را من اصلاح می‌شوم من هم اگر عیبی در شما دیدم با زبان لین تذکر بدهم قطعاً جامعه اصلاح می‌شوم. حالا اگر همین تذکرات در جهت عبودیت باشد در جهت بندگی خدا باشد آن جامعه جامعه‌ای می‌شوم که مسیرش الا الله است خدمت امام‌جمعه محترم عرض می‌کردم چند دقیقه قبل گفتم این شهر مشکان یک‌زمانی را گذرانده و پشت سر گذاشته که اگر آن زمان شما پشت سر هرکسی می‌خواستی نماز بخوانی هیچ مشکلی نداشتی یعنی احتیاج نداشت شما تحقیق کنید واقعاً مردم مشکان عادل بودند، چرا عادل بودند؟ چون‌که این‌ها تربیت‌شدگان مکتب اسلام بودند اسلام برای آن‌ها مهم بود روزی که رضاشاه (به قول امام رضاشاه قلدر) در سراسر کشور روضه را ممنوع کرده بود و خیلی جاها من‌جمله خود شهر قم می‌رفتند در پستوها زیرزمین‌ها یواشکی روضه برگزار می‌کردند همان زمان مرحوم آقا آمدند اینجا و روضه را علنی راه انداختند. خودشان نقل می‌کردند: بعدازآن جریانی که امام زمان نشانشان داده بودند، فرمودند که مشکان انگار اصلاً جزء ایران نباشد خود امنیه‌ها می‌آمدند روضه یعنی این‌که روضه را در مسجد برگزار می‌کردند همین‌جا. به حاج‌آقا گفتم این‌یک زمانی را گذرانده آن زمان خیلی دور نیست من یادم هست شما از هر کس می‌خواستی جنس بخری اصلاً نیازی به تحقیق نبود منتها خدا هدایت کند آن‌هایی که باعث‌وبانی شدند تعمداً کاری را کردند که الآن متأسفانه قضیه آن شکلی نیست و اگر آن جریانی که عرض کردم راه بیفتد دومرتبه برمی‌گردد سرجای اولش. چون این استعداد را اینجا دارد استعداد این را که این جمعیت باهم باشند را دارد این جمعیت پشت‌هم باشند و به یک‌سو حرکت کنند را دارد، هم در جهت فرهنگی هم در جهت اقتصادی؛ که ان‌شاءالله صحبت‌های مقدماتی شده مسئولین شهر در حضور امام‌جمعه محترم قرار هست که ان‌شاءالله یک کارهایی بشود هم فرهنگی ان‌شاءالله هم اقتصادی. لذا اگر جهتمان را همان لیعبدون قرار دهیم در کارها موفق می‌شویم. این جنگل که شما می‌بینند حالا برای خودش شده باغ و این‌ها یک روزی جنگل بوده، این ملت مشکان جهتشان را کردند لیعبدون، آن‌وقت از آن عالمی که اینجا بود حرف‌شنوی داشتند آمدند تقسیم کردند، پیوند زدن را یاد دادند تلاش کردند آن‌وقت شده این چیزی که می‌شوم گفت تنها ممر درآمد مشکان هست این‌ها آثار حرف گوش کردن هست، آثار در مسیر لیعبدون قرار گرفتن هست. عذرخواهی می‌کنیم که وقتتان را گرفتم در پایان یک نکته را خدمتان عرض کنم و آن اینکه بیاییم در مورد این‌که چرا اصلاً می‌خواستند امام حسن را خلع کنند از حکومت. چرا توانستند بعد از شهادت بدن امام حسن را تیرباران کنند، چرا توانستند ممانعت کند از این‌که امام حسن ع بدن مبارکش نزدیک جد بزرگوارش دفن شود، این را در این دو روز یک‌ذره برای خودمان فکر کنیم، تحقیق کنیم، بعد نتیجه بگیریم ببینیم مبادا خدای‌نخواسته ما هم از همان رقم شیعه‌ها شده باشیم آن‌ها هم شیعه بودند جریاناتی که اتفاق افتاد قابل تکرار هست امروز مواظب باشیم یک‌وقتی مبادا مقام معظم رهبری را تنها بگذاریم که بتوانند به ایشان جام زهر بنوشانند. الآن بعضی‌ها هنوز افتخار می‌کنند که ما جام زهر را به امام نوشاندیم. محوریت را امام‌جمعه قرار بدهیم همه کمک کنیم ان‌شاءالله.