1 آبان ,1396

*یکی از مشکلات بزرگی که در زمان حضرت امیر (ع) با آن درگیر بود و بالاخره منجر به سقوط حکومت حضرت امیر(ع) به‌وسیله شهادتشان و بعد هم آن صلح تحمیلی شد حرکت خواص بود خواصی که در زمان وجود مقدس رسول‌الله این‌ها جزء کسانی بودند که جان‌فشانی می‌کردند جزء کسانی بودند که بیشترین سختی‌ها و بیشترین مشقت‌ها را کشیده بودند اگر بخواهیم مقایسه کنیم با الآن که این‌ها در کنار رسول‌الله می‌جنگیدند کسانی که در کنار امام می‌جنگیدند در کنار جنگیدن امام و در رکاب اهداف امام متحمل بسیاری از زندان‌ها شدند بسیاری از آن‌ها تبعید شدند بسیاری از آن‌ها مشکلات عدیده‌ای را به‌راحتی تحمل کردند

*بعضی از خواص مشکلات را توانستند تحمل‌کنند ولی در مقابل خوشی‌ها نتوانستند تحمل‌کنند.

*خیلی چیز مهمی است مرحله‌به‌مرحله قرآن را موقعی که ما می‌خوانیم خداوند متعال می‌فرماید حداقل در سال دو بار امتحانتان می‌کنیم در هر مقام و جایگاهی باشیم به نسبت همان جایگاه امتحان می‌شویم ما بی امتحان هیچ‌چیز را قبول نمی‌کنیم و هیچ لحظه‌ای از عمر ما را بدون امتحان نمی‌گذارد. امتحان‌ها هم عجیب‌وغریب است همه‌اش باالنسبه هست

*امتحانات(خداوند) هوشمند است و نسبت به افراد فرق می‌کند. من را در جایگاه طلبگی و امتحان قرار می‌دهند یک روز در جایگاه کسی که ممکن است بعضی‌ها یک حسابی روی آن باز کنند یک امتحان سخت‌تری برایم قرار می‌دهند یک بچه‌مدرسه‌ای را یک امتحان برایش قرار می‌دهند یک نفر که معلم شده استاد دانشگاه شده شاخص شده در اجتماع یک امتحان دیگر برایش قرار می‌دهند همه را با یک امتحان نمی‌گذرانند. هرکسی به‌حسب خودش هست ولی حداقل همه‌سالی دو بار امتحان می‌شوند صریح آیه قرآن است خدا باکسی شوخی ندارد. آن‌وقت این‌ها می‌گویند ما سختی‌ها را راحت تحمل کردیم ولی خوشی‌ها را نتوانستیم.

*جالب است آدم الآن هم وقتی نگاه می‌کند می‌بیند آن‌هایی که تحمل می‌کردند سختی‌ها را، مشکلات را، مرارت‌ها را در زمان انقلاب الآن نگاه می‌کنی بعضی‌ها نمی‌توانند از خوشی‌ها بگذرند.

*همه می‌دانند که یک شخصی مثلاً این با زد و بند و دزدی و رانت‌خواری توانسته یک امکاناتی به دست بیاورد (ولی متأسفانه) احترامش می‌گذارند

*کجای فرهنگ اسلام داریم که ما به دزد و رانت‌خوار احترام بگذاریم؟ آن‌وقت چه مشکلی ایجاد می‌کنی وقتی این می‌شود شخص محترم و خیر در شهر و اجتماع و کشور آن‌وقت این می‌شود الگو. زنش می‌گوید خاک برسرت امروز رفتم خانه فلانی این شکلی بود تلویزیونش این‌جوری شده بود ماشینش این‌جور شده بود. ولی ما هنوز همین‌جوری ماندیم. فشار به آن می‌آورند آن‌وقت شما نگاه می‌کنید این شخصی که کل حقوقش یک‌میلیون در ماه هست جمعاً روی‌هم می‌شود دوازده میلیون تومان خب دو میلیون هم عیدی به او بدهند این می‌شود چهارده میلیون تومان، این امسال هیچی نخورده، پول آب و برق و تلفن هم هیچی نداده یعنی فقط یک مغز بادام خورده و یک‌دفعه رفته یک ماشین خریده چهارصد میلیون تومان. بچه‌اش رفته با ماشین تصادف کرده می‌گوید اصلاً غصه نخور یک ماشین دیگر برایت می‌خرم. حالا همین شخص می‌خواهد بیاید حساب سال بدهد ببینید چه کیسه گدایی به دست می‌گیرد که فکر کنند فقیر است یک‌چیزی هم به او بدهند. به او میگویی یک خانواده‌ای دارد از هم می‌پاشد با دو میلیون تومان مسئله‌اش حل می‌شود برایت دو هزارتا دلیل می‌آورد که الآن بدهکار است

*الحمدالله همه شما روشن هستید. حواستان هست در کشور چه اتفاقاتی دارد می‌افتد مواظب هستید امامتان تنها نباشد مواظب هستید که اگر امامتان تنها شد همان مانند حجاج‌ها حاکم می‌شوند. همان‌ها می‌آیند به مال و ناموس و همه‌چیزتان تجاوز می‌کنند؛ و هیچ حرفی هم نخواهید زد همه شما این‌ها را خوب میدانید.

*یکی از مسائلی که امروزه انقلاب ما از طرف کشورهای داخلی و خارجی و منافقان خودباخته تهدید می‌شود در زمان حضرت امیر هم همین‌جوری بوده. حضرت امیر ازیک‌طرف درگیر بود با افرادی مثل طلحه و زبیر و معاویه امثال این‌ها حالا واقعاً طلحه و زبیر کی بودند طلحه و زبیر دوتا فرد عرق‌خور و زناکار و ... نبودند این‌ها از یاران رسول‌الله بودند این‌ها کسانی بودند که از دست رسول‌الله مدال گرفته بودند، این‌که امام در وصیت‌نامه تأکید می‌کند میزان حال فعلی افراد هست برای همین قضیه است این‌ها از دست خود رسول‌الله مدال گرفته بودند آن‌وقت چی شدند آمدند ایستادند جلوی کسی که نفس رسول‌الله بود. در آیه مباهله قرآن تائید کرده که علی نفس رسول‌الله است؛ یعنی آمدند جلوی رسول‌الله ایستادند. این‌یک طرف قضیه بود یک‌طرف با این‌ها حضرت درگیر بود، این‌ها یک روز در جبهه حق داشتند می‌جنگیدند و در رکاب رسول‌الله می‌جنگیدند و سوابق خیلی خوبی داشتند. ولی بعد از رسول‌الله از همه ارزش‌ها گذشتند و رفتند دنبال کارخانه‌داری و پول دارشدن. *یک‌طرف دیگر چه کسانی بودند ساواکی‌ها بودند، شاه‌دوست‌ها بودند، این‌هایی که تا آخرین لحظه جزء گارد شاهنشاهی بودند همین ملت را داشتند لو می‌دادند حضرت با این‌ها هم درگیر بود.

*وقتی امام می‌گوید آمریکا شیطان بزرگ است بی‌دلیل حرف نمی‌زند. واقعاً شیطان بزرگ است امام حرف‌هایش بی‌منطق نبود عین حرف‌های امام حسین بود منتها ما خیال می‌کنیم امام دارد یک‌چیز تازه می‌گوید نه او هرچه دارد از امامان و ائمه و پیغمبر می‌گوید. شما ببینید قبل از انقلاب چه خیانت‌هایی به این مملکت کرده چه بعد از انقلاب. چکار دارد با اسلام ناب می‌کند با اسلام آمریکایی که کاری ندارند.

*انقلاب هم با همین دو گروه الآن درگیر است. با یک سری آدم که سوابق دارند، سوابق درخشان دارند در همین انقلاب الآن در مقابل رهبر ایستاده‌اند آن‌وقت برای عوام شبهه می‌شود. شما این داستان را شنیده‌اید وقتی ابوبکر برایش برنامه‌ریزی کرده بودند در طول دورانی که در رکاب رسول‌الله بود سعی می‌کرد آنجاهایی که در ذهن همه می‌ماند در کنار رسول‌الله باشد. تاریخ را بخوانید در بزنگاه‌ها ابوبکر بوده، حالا رسیده موقع بهره‌برداری. مردم می‌گفتند مگر می‌شود که کسی که جزو بهترین یار رسول‌الله بوده... .

*پیغمبر نشانه دستشان داده بود. گفت: هر طرفی که عمار باشد آن درست است ولی یک‌دانه را می‌پوشاندند نمی‌گذاشتند کسی بفهمد عایشه را می‌گفتند برای بیت پیغمبر است مگر می‌شود؟ بله کی گفته نمی‌شود مگر پسر نوح بیت پیغمبر نبود مگر جعفر کذاب بیت پیغمبر نبود؟

*هرکسی به‌شخصه مهم است. پیغمبر به شخصه خودش مهم بود نه عمویش نه دایی‌اش. ابوجهل چکاره پیغمبر بود؟ مگر قوم‌وخویش نبود. فلانی سید هست!! این حرف‌ها چیست؟

*آن بصیرتی که از ما می‌خواهند که در قبر و قیامت باشد باید پاسخ‌گو باشیم این‌هاست

اگر امروز آهنگ بحران ناامنی و تفرقه به‌عنوان دو اثر بزرگی که بنیان‌کن هست همه دارند داد می‌کنند رهبری هم مرتب دارد این را تأکید می‌کند

همه می‌گویند تفرقه بد هست. بنیان‌کن هست. اختلاف ایجاد می‌کند. مملکت را نابود می‌کند. انقلاب را نابود می‌کند. این اختلاف و تفرقه را چه کسی دارد به وجود می‌آورد؟ محور وحدت کی باید باشد؟

در دین ما وحدت محوریت دارد. قرآن به یهود موقعی که می‌خواهد پیشنهاد وحدت دهد محوریت مشخص می‌کند. با محوریتی که مشخص می‌کند می‌گوید بیایید این وحدت را پیدا کنیدنه این‌که تو کوتاه بیا این هم کوتاه بیاید کی گفته کوتاه بیا. گفته از دورهم متفرق نشوید

در دوران خلافت مولا امیرالمؤمنین هم همین شکلی بود. به‌طوری‌که دو جنگ جمل و نهروان محصول تفرقه و نفاق بود. در جنگ صفین هم می‌آمدند روستاها و شهرها را غارت می‌کردند و در حجاز و یمن این‌ها نمادهای عدم امنیتی بود که درست کرده بودند

الآن همین داستان القاعده وداعش و این چیزهایی که درست می‌کنند این‌ها همه نماد  نفاق و ناامنی هست که دارند در ممالک اسلامی راه می‌اندازند

حالا همه این‌ها را ما اگر دقت کنیم علل شکست حکومت علی (ع) را بهتر می‌توانیم متوجه شویم. حضرت علی (ع) چهار سال و خورده‌ای حکومت کردند سه تا جنگ. یکی از آن‌ها سال 36 هجری بوده، یکی 37 هجری بوده، آخرینش هم 39 هجری بوده که بعدش هم منجر به شهادت شد.

شاید بعضی‌ها تصور می‌کنند که این جنگ‌ها بود که باعث شد حکومت علی ساقط شود ولی اینچنین نیست چراکه در دوتا از این جنگ‌ها حضرت پیروز شد. آن چیزی که باعث سرنگونی حضرت علی شد این بود که آمدند رخنه کردند و اعتقادات را نسبت به حضرت امیر کمرنگ کردند

بعد از جریان عثمان ملت به‌یقین رسیده بودند که غیر از علی، دیگری به دردشان نمی‌خورد و هجوم آوردند و علی را به‌زور بر مسند خلافت نشاندند اما شش ماه بعد شروع کردند اعتقاد آن‌ها را ضعیف کردند.

آمدند خون عثمان را انداختند گردن علی. یادتان هست که می‌گفتند بهشتی بهشتی طالقانی را تو کشتی. بزرگ‌ترها یادشان هست نسبت‌هایی که می‌دادند به حضرت امام مثل نسبت‌هایی که می‌دهند الآن به مقام معظم رهبری. کسی هم حاضر نیست تحقیق کند فوراً هم یک‌چیزی هم به آن می‌چسبانند و می‌گویند تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.

چند روز قبل یک‌چیزهای عجیب‌وغریب شنیدم بحث‌های اقتصادی گفتند مربوط به آقا مجتبی است فرزند آقا گفتم جل‌الخالق شخص خود آقا در هیچ مورد اقتصادی نه دخالت کردند و نه حتی به اعضای خانواده درجه‌یک و بچه‌اش  و اعضای دفتر اجازه دخالت در مسائل اقتصادی نمی‌دهند. من کار به داداش‌های آقا ندارم داداش‌های آقا هر جوری ممکن هست باشند اصلاً هیچ ربطی به آقا ندارند. قبلاً هم باهم فرق می‌کردند حالا هم باهم فرق می‌کنند آن‌ها یک مسیر دیگر دارند آن‌ها داستانشان یک‌چیز دیگر هست. ولی طرف می‌آید شایعاتی را برای ضعیف کردن اعتقاد مردم به رهبری می‌بافد و برخی هم چون فشار اقتصادی بهشان آمده و در تنگناه قرارگرفته‌اند بدون تحقیق قبول می‌کنند. این عین داستانی هست که خود آقا-آیت الله سید محی الدین-  وارد نی‌ریز شدند و مبارزه با بهائیت را شروع کردند

در مبارزه با بهائیت یکی از شگردهای بهائیت این بود که می‌گفتند این سیدمحی الدین یک‌خانه در شیراز دارد شاه غلط کندمثل آن را داشته باشد!!!. مردم هم باور می‌کردند. یک نفر بهایی می‌گفت یک اتوبوس می‌آمد شیراز که در آن اتوبوس هم گفتند آقای عزیز دادور بود. عزیز دادور هم آن‌هایی که یادشان هست می‌دادند یک آدم قویی بود خلاصه همان‌جا یقه طرف را گرفته بود. گفته بود بیا نشان بده ماشین را برگردانده بود آن‌وقت راه واقعاً طولانی بود. این بابای بهایی از رو نرفته بود آن‌ها را برده بود یک‌خانه مجلل نشان آن‌ها داده بود حالا بدشانسی این بابا آن خانه اتفاقاً پلاک داشته روی در خانه نوشته بود محی‌الدین مظاهری؛ که خلاصه جای شما خالی آنجا عزیز از خجالتش درآمده بود. این‌ها چیزهایی هست که تضعیف می‌کند.

اعتقادات را اگر کم کردند چه اتفاقی می‌افتد؟ آن‌وقت مملکت فشل می‌شود آن‌وقت خیلی راحت می‌توانند خیلی چیزها را تحمیل کنند. مثل همین داستان هسته‌ای. توانستند تمام تلاش جوان‌هایی که از خون و جانشان گذاشتند تا به  این دست‌آورد مهم برسیم همه این‌ها را خنثی کنند. توانستند ادعا کنند که ما می‌خواهیم بیاییم چیزهای محرمانه‌تان را نگاه کنیم. در هیچ جای دنیا این‌جوری نیست این برای چه هست این برای این است که می‌خواهد جایگاه رهبری را تضعیف کنند.

مقام معظم رهبری علت اساسی سستی و کاهلی جامعه اسلامی در حمایت از اهل‌بیت و تنها گذاردن سیدالشهدا در روز عاشورا را مسئله انحراف خواص جامعه اعلام کرد؛ یعنی اگر این ملت آمدند امام حسین را تنها گذاشتند و آمدند امام حسین را خودشان کشتند به دلیل این بود که بزرگ‌ترهای آن‌ها منحرف‌شده بودند بعد ایشان این‌جوری میگویند آن چیزی که مرا دچار دغدغه می‌کند این قضیه هست

چه شد که کار به اینجا رسید؟ چرا امت اسلامی که این‌قدر نسبت به جزئیات احکام اسلام و آیات قرآنی دقت داشت در یک چنین قضیه واضحی کاهلی کرد؟ چرا واضح چون خود این‌ها امام حسین را دعوت کرده بودند گفته بودند بیا چون جایگاه امام حسین را می‌شناختند در یک چنین قضیه‌ای واضحی این‌قدر دچار سستی و غفلت و سهل‌انگاری شد که یک فاجعه‌ای به وجود آمد؟

این مسئله انسان را نگران می‌کند. مگر ما از جامعه زمان پیامبر و امیرالمؤمنین (ع) قرص‌تر و محکم‌تریم. آقا می‌فرماید چه شد آن جامعه به آن قرص و محکمی سست شد امام زمانش را رها کرد امام زمانشان را به فجیع‌ترین شکل کشتند؟

اگر بخواهیم که آن‌طور نشویم و مقابل امام‌مان نایستیم، باید خواص از روی فکر و تحلیل  عملی را انجام دهند و موضع‌گیری ‌کنند و آنچه را تصمیم می‌گیرند عمل می‌کنند.

نقطه مقابلش آقا می‌فرماید عوام کسانی هستند که وقتی‌که جو یک‌طرف می‌رود این‌ها هم همان طرف می‌روند تحلیل ندارند

باز آقا آمدند خواص را تقسیم‌بندی کردند که یک طیفشان همان قبلی‌ها هستند این‌ها هم خواص دارند رئیس قبیله هست کافر است ولی خاص است

یک عده‌ای هم هستند که این‌ها در جبهه حق بودند که این‌ها هم دو قسمت شدند. یکی از آن‌ها همان دنیازده‌ها هستند که حاضرند جلوی امام زمانشان بایستند

ان‌شاءالله این‌ها زمینه‌ای بشود که بتوانیم اماممان را بهتر بشناسیم وظیفه‌مان را بهتر انجام دهیم و در دام کسانی که توطئه کردند برای انحراف جامعه ما نیفتیم

این تکه را چون آمار و عدد و ارقام دارد بخوانم بد نیست. این سرزمین‌های پهناوری که مثل مصر و ایران و روم فتح شد غنائم داشت مثلاً شما حساب کنید عراق صدوبیست میلیون درهم، از مصر چهل میلیون درهم، از شام هفده میلیون درهم می‌رفت در دارالخرافه. حالا اگر این‌ها درست تقسیم می‌شد و در همان مسیری که رسول گرامی اسلام و امام گفته بود انجام می‌شد، ببینید چه جامعه‌ای می‌شد. آن‌ها آمدند بین خودشان تقسیم کردند بعد یکی از نمونه‌های تقسیمشان را برایتان بگویم برای اهل بدر آمدند 5000 درهم قرارداد. شرکت‌کنندگان در جنگ‌های بعد از بدر با صلح حدیبیه گفت نفری چهار هزار درهم برای هرکدام از زن‌های پیغمبر 10000 درهم برای عایشه در بین زنان پیغمبر 12000 درهم این داستان مسابقه شد برای تجمل‌گرایی. برای این‌که دکور خانه‌هایشان را، ماشین‌هایشان را فلان کنند می‌روند در مسابقه تجمل گرایی، عاقبتش آن‌وقت می‌رود دوری از خدا و رسول قرآن و احکام نورانی.