20 آذر ,1396

خلاصه بیانات حجت الاسلام والمسلمین فال اسیری در دعای ندبه

آخرین راه را هم اجرا می کنم / جاده صاف و اتوبان در اختیار عزیزان

 

همین طور که عزیزان اطلاع دارید در  این شهر بعضی از جریانات وجود دارد که استنباط ما این است نه خودشان کار می کنند نه دوست دارند کسی کار کند ، اگر که روز نباشد و همیشه شب باشد کسی فرق بین شب و روز را نمی فهمد هر چه می خواهید شما بنشینید برایش تعریف کنید یک روزی باید باشد یک نوری باید باشد تا مقایسه اش بکنند با شب و ظلمت و تاریکی،احساس می شود که بعضی ها هستند که نه خودشان کار می کنند نه دوست دارند کسی کار کند که مورد مقایسه قرار بگیرند، لذا هر کار مثبتی بخواهد در این شهر انجام بشود معمولاَ یا یک بدل برایش می زنند که نشود یا علناَ جلوی آن می ایستند، بالاخره کار شکنی می کنند که نشود. البته یک چیزی را تصدیق می کنم پشت کارشان خوب است بعضی ها اینقدر می ایستند که کار شکنی بکنند وحتی چهره به چهره بیایند صحبت کنند که کاری انجام نشود .

 حدود هشت سال در خدمت شما عزیزان بودم، در این هشت سال  تقریباَ همه  را امتحان کردیم،  بحث من در نی ریز بحث آزمون و خطا نبوده، تمام کارهایی را که اینجا خواستم انجام بدهم  قبلاَ جای دیگر انجامش داده بودم ونتیجه خیلی خوبی هم گرفته بودم چه در بحث های فرهنگی، چه در بحث های اقتصادی همه اش را من جاهای دیگر انجام داده ام.

حالا اگر یک وقتی لازم شد لیست آن را می دهم خدمت عزیزان که ببینند چه کارهای بزرگی به حول قوه الهی جاهای دیگر در چه زمان کوتاهی انجام شده ،

در اینجا برای رسیدن به وحدت رسما اعلام  کردیم راه حلها را بدهند، ما هم در نشریه اعلام کردیم، هم در چند منبر و احتمالا اگر اشتباه نکنم در یکی از خطبه های نماز عید فطر هم من اعلام کردم، ایهاالناس من دیگر عقلم به جایی نمی رسد، هر کسی هر راهی برای وحدت شهر به نظرش می رسد بیاید بگوید، من قطعا استقبال می کنم و انجام می دهم فقط یک شرط گذاشتم و گفتم به شرطی که آن پیشنهادی که شما می خواهید بدهید قبلا انجامش نداده باشم، چون آزموده را آزمودن خطاست.  اگر مثلا فرض کنید یک کاری را من قبلا انجام دادم و نتیجه نگرفتم حالا شما دومرتبه بگویید، نه این قبول نیست یک کاری که من نکرده باشمآن را بگویید تا  انجام بدهم علنی هم گفتم، یواشکی در گوشی هم نگفتم، روی منبر گفتم، در نشریه گفتم.متاسفانه کسی چیزیکهبه نظرشما انجام نداده باشیم نیامد. یعنی هر چه ما به فکرمان می رسید و به فکر تمام کسانی که در نی ریز حرف ما، صدای ما به آنها رسیده بود، اینها همه را انجام دادیم و نتیجه نگرفتیم. اخیرا یک جریاناتی پیش آمد من فکر کردم که یک کاری را ما امتحان نکردیم خب آخریش را هم امتحان می کنیم و آن کار این است که گفت انبیا را تکبری نیست. دیوار اگر نیامد طرف ما، خب ما میرویم طرف دیوار،خلاصه اینکه  یک راه دیگر به نظرمان رسید این را هم انشالله به حول قوه ی الهی گفتیم اجرایش می کنیم که استارت آن را از دو شب پیش زدیم، ما گفتیم آقا اصلا از سر راه میرویم کنار از همین جا، جاده صاف و اتوبان در اختیار عزیزان، آقایان تشریف ببرن و کار انجام بدهند. اگر خواستند در مسیر کارهای صحیح که ان شاءالله انجام بدهند که اتوبان یک طرفه و بدون هیچ دستنداز و سرعت گیراست برایشان آب و جارو می کنیم، نخواستند حتی این قدر عقب می ایستیم که سایه مان هم روی جاده نیوفته که فکر کنند سرعت گیر است، اولین چیزی که اعلام کردم این بود که پایگاه مسجد جامع مهدی که بعضی ها به رویش حساسیت دارند این تعطیل. و از دوشب پیش تا حالا تعطیل شده. دومش دعای کمیل تپه نورالشهدا که آن هم مسئله شده بود برای بعضی ها . ان هم تعطیل کردیم . بقیه چیزا هم به حول قوه الهی یکی یکی تا ده روز دیگر تعطیل می کنیم تا ان شاءالله مسیر صاف، اتوبان، اسفالت  و بدون سرعت گیر عریض شود  انشاالله خداوند به همه شان توفیق بدهد در این مسیر صاف و بدون دست انداز وسیع، بتوانند جلو بروند، چون هرچه نگاه می کنیم می بینیم شهر دارد نابود میشود، به ذهنم امد داستان بچه و دوتا مادر که ادعای مادری این بچه را می کردند. رفتند خدمت مولی الموحدین. حضرت فرمودند: چیست؟ هر دو گفتند این بچه برای  من است، حضرت فرمودند: که مشکلی ندارد، این مسئله قابل حل است،  فرمودند: شمشیر من را بیاورید،تا  بچه را به دو قسمت تقسیم کنم برای هر دو نفرتان.  ان که مادر اصلی بود  گفت که بچه برای زن دیگر است .بچه را به او بدهید

حضرت فرمود: بچه برای تو است و مادر اصلی تو هستی.چون وقتی جان بچه را در خطر دیدی از او گذشتی و مهر مادریت به تو اجازه نداد به او آسیبی برسد.

شهر واقعا دارد نابود میشود، شما ببینید تقریبا بعد از انقلاب نی ریز موفق نشده حداقل نیمی از امکاناتی که جمهوری اسلامی به برکت انقلاب در سراسر کشور گذاشته، استفاده کند. شما حساب کنید  چند سال یک  زمانی می خواستند همین خیابان را تعریض کنند، یک نفر افتاد جلو، چند نفر هم پشت سرش اعتراض کردند علیه تعریض خیابان، شما در اینترنت سرچ کنید اگر یک جایی در دنیا علیه تعریض خیابان  تظاهرات کرده باشند ما جایزه میدهیم.

در اصفهان یک جریان پیش امده  بود ،می خواستند یک امکاناتی بدهند به اصفهان یک شیطان امده بود وسط نامه رو برده بودند خدمت یکی از آقایان، ایشان تأکید کرده بود و امضا کرده بودند. بعد برده بود پیش یکی از آقایانی که  با ایشان اختلاف داشت، ایشان هم متن را خوانده بود زیر امضای  نفر قبل امضاء کرده بود، این فرد شیطان گفته بود که آقا شما که با این آقا اختلاف دارید چه طور زیر امضای ایشان امضاء کردی، آنهم گفته بود ببین این فضولی ها به تو نیامده اختلاف شخصی من و ایشان ربطی به شهر ندارد. اگر ما دعوا داریم برای شهرمان دعوا نداریم. دعوای ما ربطی به عمرانی و آبادی و رفاه شهرمان ندارد. شما می دانید که تقریبا شدید ترین اختلافات در اصفهان است و آبادترین جا هم اصفهان است ،چون اصلا دعواهایشان را در کارهای مربوط به مسائل اجتماعی، عمرانی، رفاهی، شهرو استان دخالت نمی دهند.

علی ای حال: ما فکر کردیم که برویم  کنار، فاصله می گیریم به اندازه ای که سایه مان هم روی جاده نیفتد، چون دیدید بعضی وقتا یک سایه تیر برق می افتد روی جاده،انسان از دور فکر میکند یک سرعت گیراست، نه، سایه مان هم روی جاده نباشه که اصلا تصور سرعت گیر هم نباشد و بتوانند ان شا الله بروند جلو تا این شهر نجات پیدا کند. عزیزانی هم می ایند سوال می کنند تلفن می زنند و ایمیل میزنند که آقا ما چه کار کنیم. قرار نیست کاری کنیم دعوا نمی خواهیم راه بندازیم ،نه، قرار نیست .

  تعطیل می کنیم. اخریش هم ممکن است  همین دعای ندبه باشه.  همین هم تعطیل می کنیم. اگر  قرار باشد اصل شهر، اصل نظام، اصل انقلاب با برخی حرکت ها برود زیر سؤال، ما تعطیل می کنیم  و هیچ اشکالی هم ندارد.حتی روی  ائمه جماعت ما حرف دارند،حرفی نداریم،مسجدهایی که امام جماعت های ما دارند ان را  اداره میکنن، زحمت بکشند 11  امام جماعت و روحانی بیاورند بگذارند جای آقایان ما به حوزه مان می رسیم،اگر در مورد حوزه هم حرف دارند، باشد انها یک حوزه را آباد کنند، این هم می دهیم خدمتشان ،منتها قضیه همان داستان است. این قضیه آزمایش شده را ما تکرار نمی کنیم چون یک حوزه هست اگر که واقعا مدیرش، آموزشش، معاونینش، درست شد همه چی درست. عیب ندارد یک حوزه دیگه هم ما می دهیم. اما اگر دیدید در همین یکی هم لنگ هستید که دیگر به عقل جور نیست این کار انجام بشود. الا ای حال ما آمادگی داریم برای کل این چیزها که واگذار کنیم، بازهم ما تأکید  میکنیم خدایی نکرده بحث تقابل ، این چیزا نیست ما اینجا ننشستیم تلگراف بزنیم تلفن بزنیم اصلا از این خبرها نیست. ما مؤظف هستیم برای اصلاح شهر این کار را کنیم، بکشیم کنار، این کار را امتحان میکنیم، امیدواریم که این کار جواب بدهد، اگر انشالله این کار جواب بدهد و شهر درست بشود، من چه باشم، چه نباشم،مهم نیست ،اصل خواسته مان این است  که شهرمان درست بشود، مشکلات شهرمان درست بشود، مشکلات دینی شهر درست بشود، دراویش دارند  در مساجد به صورت علنی جلسه می گیرند. انجایی که جلسه می گیرند دو طرف خیابان ماشین پارک میشود،یک سری کارها دارد میشود که شهر را می خواهند برگردانند  به شصت سال هفتاد سال پیش تر، ان شالله در خواب هم نمی توانند ببینند. امام زمان نخواهد گذاشت.

 ما از سر راهشان میرویم کنار که بلکه ان شالله جاده صاف بشود و آقایون بتوانند خدمت بدهند به اسلام و مسلمین.