23 آذر ,1396

در یادواره شهدای مفقود الجسد شهرمان در محل مسجد جامع کبیر مطرح شد

سرهنگ توکل:

مقابل هرکسی بخواهد خدشه‌ای به‌نظام و انقلاب وارد کند می‌ایستیم باعزت و اقتدار

حجت‌الاسلام‌والمسلمین اکرامی

زهرای مرضیه(س) می‌دانست اگر از علی دفاع کند،جانش را می‌گیرند گفت عیب ندارد، جان من فدای علی

همزمان با ایام فاطمیه اول و شهادت ام‌ابیها فاطمه زهرا س ، مراسم عزاداری همراه با یادواره شهدای مفقود الجسد،شهیدان آذریون،دیده جهان و رئوفی در محل  مسجد جامع کبیر با حضور خیل عظیم مردم ولایتمدار و قدردان شهدای شهرستان نی‌ریز و حضرت حجت‌الاسلام‌والمسلمین فال اسیری  برگزار شد .

در این مراسم ابتدا سرهنگ توکل و سپس حجت‌الاسلام‌والمسلمین اکرامی بیانات مهمی را ایراد نمودند که به‌طور خلاصه به اهم آن می‌پردازیم

سرهنگ توکل

*شام شهادت ام‌ابیها هست، ان‌شاءالله که توفیق دهد همه ما بتوانیم با تأسی از سیره ائمه معصومین سعادت دنیا و آخرتمان را فراهم کنیم

*گرامی می‌داریم یاد و خاطره همه شهدای عزیز، همه شهدایی که رفتند تا ما امروز باعزت زندگی کنیم، بااقتدار،اطراف ایران عزیز پایگاه‌های نظامی اروپا و آمریکا مستقر باشد اما جرئت یک‌ذره تعرض نداشته باشند. *پدران و مادران شهیدان آذریون و دیده جهان و رئوفی هنوز منتظرند اما اطمینان قلب دارند که فرزندشان به ملأ اعلی پیوسته عزیز جگرگوشه‌شان را در راه اسلام و انقلاب دادند

*امروز ما  چه طوری می‌خواهیم از انقلاب دفاع کنیم. آن برادران و خواهران انقلابی که بخواهند در گوشه و کنار شهری، گوشه و کنار کشور با تجمع، در مورد خواسته‌های منطقی و غیرمنطقی هرچه که باشد صحبت کنند، سلسله‌مراتب سازمانی، حق‌وحقوق هرکسی را به او می‌دهد هرکسی در نظام جمهوری اسلامی به حقوق حقه خود می‌رسد، حق ندارند بخواهند عزت ایران اسلامی، اقتدار ایران اسلامی را زیر سؤال ببرند، کسانی که تجمع کردید در شهرستان، در استان، در کشور هماهنگ بودید، چرا این کار را کردید؟ فردا شرمنده شهید محمدحسین دیده جهان هستید، باید جواب بدهید. چه طوری غیرت دینی و انقلابی خودت را زیر پا گذاشتی آمدی دفاع کنی برای چهار قران دنیوی، چهار قران مادی. حضرت علی فرمایش می‌دهد که: دوست داشتن چیزی انسان را کور و کر می‌کند. برادر عزیز، عزیزی که از شما بیشترین توقع هست، چه طوری روی خودتان می‌گذارید، خوراک غرب تبلیغات غرب را فراهم کردید. بدانید اشتباه کردید. بروید عذرخواهی کنید از شهید علی‌اصغر سرافراز، شهید اکرام پور، شهدای عزیزمان، شهدای جمع، شهدای شهرستان، شهدای ایران اسلامی‌مان. شهید محمدحسین دیده جهان جزو اول شهدای ماست، جزو لشکر 92 زرهی اهواز است که ستون فقرات نیروی زمینی ارتش مقدم جمهوری اسلامی ایران است هنوز پدر و مادر این شهید چشم‌انتظارند. چه طوری روی خودتان گذاشتید؟ چه طوری می‌خواهید باعزت و عظمت ایران اسلامی بازی کنید؟ تذکر می‌دهیم ما مسئول نیستیم اما مسئول انقلاب شهرستان سپاه هست ولاغیر. ما مقابل هرکسی بخواهد خدشه‌ای وارد کند می‌ایستیم باعزت و اقتدار. عزت و اقتداری که از شهدا گرفتیم. قد و بالای احمد رئوفی، رضا آذریون، محمدحسین دیده جهان را پدر و مادرشان دیگر در خواب ببینند. چه طوری روی خودتان گذاشتید؟ انسان باید غیرت دینی و انقلابی‌اش همیشه بیدار باشد من دوست داشتم اینجا از صحبت‌های روحانیت معظم استفاده کنیم. پدر و مادرهای شهدای عزیزی که شرف حضور دارند باید بیایند و صحبت کنند. مادر احمد رئوفی باید بگوید، مادر جواد بیاید و از اخلاق و رفتار آن احمدی که نظرکرده آقا امام زمان هست از همان بچگی. تا ببینیم کجای راه هستیم. یک تلنگر به خودمان بزنیم. چه‌کار داریم می‌کنیم؟ بزرگواران جمع من عذرخواهی می‌کنم بزرگواران عزیز که در جمعت حضور دارید از این عمر شصت، هفتاد که دارید گاهی شنیدید که بگویند فلانی هم از گرسنگی فوت‌شده؟ هیچ‌کس گور گرسنگی نکنده. این را مطمئن باشید و اما عزت به قناعت هست و خواری به طمع، باعزت خود بساز و خواری مطلب. قانع باشیم، قانع غنی هست شما که بزرگوارید. احمد رئوفی که در عملیات محرم سال 62 جنوب شرقی دهلران، یا رضا آذریون سرباز رشید اسلام که سال 66 آن‌هم منطقه زبیدان هست جوان عزیزشان را داده‌اند، هنوز چشم‌انتظارند چه طوری روی خودمان بگذاریم؟ مایی که وظیفه‌مان دفاع از انقلاب هست و یا شهید دیده جهان که جزو شهدای اولی ماست. این را بدانید برادران و خواهران، بسیج و سپاه در دفاع از اسلام و انقلاب هنوز دارد شهید می‌دهد. دیروز شهید عزیزی از لشکر 27 صفر، 28 زرهی، پادگان حمزه سیدالشهدا، شهید محمد صاحب کرم بچه شیراز است. در راه دفاع از انقلاب ما داریم شهید می‌دهیم. بعضی از شهدای عزیز هنوز جسدشان نیامده. سردار شهید اسکندری را داریم که هنوز جسدش نیامده. یک تلنگر به خودمان بزنیم کجای راه قرار داریم چه‌کار داریم می‌کنیم؟ مایی که وظیفه‌مان دفاع هست، انقلاب کردیم برای چه؟ برای اینکه از انقلاب دفاع کنیم، رکن رکین انقلاب، ولایت هست، از ولایت یک‌لحظه جدا نمی‌شویم.

*کسانی که از قافله شهدا عقب ماندند اگر می‌خواهید خدا شهادت را نصیبتان کند، مخلص باشید و پرتلاش. مطمئن باشید خدا شهادت را نصیبتان می‌کند، جنگ تمام می‌شود اما کسی که وظیفه‌اش را به نحو احسن در چارچوب انجام می‌دهد نه بابا جنگ که تمام نشده، خط اول مقدم جبهه دارد می‌جنگد. کار درست انجام بده، مردم را نسبت به‌نظام خوش‌بین کن، تجمع نکن، ان‌شاءالله که خدا توفیق بدهد بتوانیم را شهدا را انجام دهیم و اگر خدا ما را از نعمت شهادت محروم و بی‌بهره کرده از ثواب شهادت بهره‌مند کند.

سخنرانی حاج‌آقا اکرامی

*بعضی‌ها وقتی شهیدی را می‌خواهند تجلیل کنند گاهی اوقات سست می‌شوند می‌گویند شهدا هم انسان‌هایی مثل ما بودند رفتند. حالا بعضی‌ها در شهرها براثر بمباران‌ها، بعضی رفتند در جبهه‌ها و به شهادت رسیدند. امیرالمؤمنین(ع) به نظر می‌آید جواب این عده را با این جمله نورانی بیان فرمودند. مقدمه شهادت جهاد در راه خداست، تا کسی جهاد نکند شهادت را به او نمی‌دهند. شهادت بالاترین مقامی است که خدای متعال در دنیا به یک نفر عنایت می‌کند. وقتی کسی به کمال خودش می‌رسد خدا شهادت را به او نصیب می‌کند. لذا شهادت مقام پائینی نیست که هرکسی رسید بتواند آن شهادت را نصیب خودش کند؟ خیر در این دنیا بالاترین مقام که بخواهند به کسی بدهند خیلی به کمال می‌رسد، شهادت است. آن لحظه‌ای است که می‌گوید وقتی اولین قطره خون شهید به زمین ریخته می‌شود و تمام گناهانش بخشیده می‌شود.

این‌که بنشینیم سری تکان دهیم و بگوییم به‌به این شهدا چه آدم‌های خوبی بودند، به درد ما نمی‌خورد. بناست این اکرام شهدا در زندگی ما تأثیر بگذارد. چه کسی از خواص اولیاء خدا جدا می‌شود؟روایتی از پیغمبر (ص) هست که در آن روایت نورانی وقتی خودش را معرفی می‌کند انا سیدالنبیّین، علی سیدالوصیین تا می‌رسد به آخر امام  حسن و امام حسین و بعد می‌گوید ائمه بعد از امام حسین هم به‌عنوان سادات المتقین هستند بعد معرفی می‌کند می‌گوید می‌دانید چه کسی به درجه اولیاء الهی می‌رسد؟ ولینا اولیاءالله آن‌کسی که ولایت ما را داشته باشد. می‌تواند به درجه اولیاء الهی برسد.

*اگر کسی فکر کرده فقط با نماز و روزه و امثال این‌ها می‌تواند به درجه اولیاء الهی برسد اشتباه کرده، این ره که تو می‌روی به ترکستان است. لذا این شهدای عزیز ما شک نکنید به درجه اولیاء الهی رسیدند و بعد به شهادت رسیدند. ولایت ائمه را داشتن، ولایت‌پذیر بودن برای خود ابعادی دارد. یکی دوتا از ابعاد ولایت‌پذیری را بیان کنم. قرآن می‌فرماید: آیه 13 و 14 سوره مبارکه نساء می‌فرماید اگر می‌خواهی به سعادت برسی ،داخل بهشت شوی رمز سعادت این است که: 1- اطاعت از خدا کنی 2- اطاعت از رسول خدا کنی.

*یکی از نکاتی که در ولایت‌پذیری مهم هست معرفت به ولایت است، بعضی‌ها ولی خدا را می‌شناسند اما از او اطاعت نمی‌کنند. پیغمبر اکرم لحظه‌های آخر عمرش بود روزهای آخر یک لشکر ترتیب داد فرستاد بیرون مدینه به همه دستور داد تأکید کرد همه باید در لشکر اسامه شرکت کنند. فقط فرمود علی بماند. خیلی‌ها نرفتند چرا بعضی ولایت‌پذیری در اطاعت از ولی را ندارند؟ چند تا نکته هست. 1- بعضی‌ها به خاطر منافعشان ولایت‌پذیری ندارند یعنی می‌گویند تا لحظه‌ای ما با ولی خدا هستیم که منافعمان تأمین شود. جنگ احد شد پیغمبر اکرم چهل نفر را مأمور کرد که از مکه مراقبت کنند دستور داد تا من نگفتم حق برگشتن ندارید جنگ شد مرحله اول پیروزی به دست آمد از این چهل نفر بالای سی نفر گفتند ما برویم به دنبال جمع‌کردن غنائم. گفتند جنگ تمام شد ما برویم. تا کی از دستور ولی خدا اطاعت می‌کنیم؟ تا وقتی منافعم به خطر نیفتد. تا دیدند مسلمانان دارند غنیمت جمع می‌کنند آمدند. من تعبیرم این است می‌گویم. این افراد اصلاً ولایت‌پذیری ندارند نه یک مقدار! ابداً چون این افراد دارند از دل خودشان تبعیت می‌کنند نه از ولی خدا. تا حالا هم اگر آنجا ایستاده چون دلش می‌گفت بایستد. چون اگر نمی‌ایستاد غنیمت به او نمی‌دادند. این اصلاً ولایت‌پذیری ندارد.

*وقتی جنگ شد امام فرمود: جنگ در رأس امور است این جمله را خیلی‌ها نفهمیدند و عمل نکردند. امام ولی خدا بود شهید چمران فهمید یعنی چه عهد کرد با خودش تا یک وجب از خاک کشورم دست دشمن است من از مناطق عملیاتی عقب نمی‌آیم. آقا وزیر دفاع هستی، نماینده امام هستی. بیا وزارتت را بکن. یک‌ذره از منافع دنیا را نمی‌خواست در مقابل امر ولی خدا. جالبه یک مدت گذشت امام دید خبری از چمران نیست یک روز فرمود چمران کجاست؟ گفتند آقا رفته جبهه گفته تا یک وجب از خاک کشورم دست دشمن است برنمی‌گردم. امام می‌دانست چمران کیست لذا فقط یک جمله فرمود: گفت به چمران بگویید ما دلمان برایت تنگ‌شده. عهدش را شکست چون امامش فرموده بود. آمد چند ساعت خدمت امام و دوباره برگشت. منافع می‌خواهد چه‌کار؟. این‌ها را می‌گویم درک کنید اگر امان فرمود ملت ما بهتر از ملت زمان پیغمبر است یعنی چه؟ اگر این را از دست بدهیم ما از زمان پیغمبر بدتر می‌شویم.

*شهید زین‌الدین نفر چهارم کنکور سراسری رشته پزشکی شیراز قبول شده بود. از چندین دانشگاه خارجی فرانسه و جاهای دیگر برایش دعوت‌نامه آمد که شما بیایید با هزینه ما درس بخوانید. چقدر منافع در این هست؟ کم بودند کسانی که رفتند؟ شهید زین‌الدین همه کارهایش را انجام داد که برود یکدفعه چیزی به‌به ذهنش رسید که نکند امام راضی نباشد رفت پیش یکی از بزرگان که رابط امام در ایران بود گفت شما که ارتباط دارید با امام در فرانسه سؤال کنید که آیا من جوان، من مسلمان اجازه دارم بروم کشور خارجی در این وضعیت. سالهای آخر سال 56 یا 57 بود بروم درس بخوانم؟ دو سه روز بعد جواب امام آمد. من صلاح نمی دانم جوانان مؤمن و متدین ما از کشور خارج بشوند. تمام منافعش را زیر پا گذاشت امام دستور دادند، ولی خدا دستور دادند مگر می توانم زیر پا بگذارم. بعضی‌ها تا منافعشان تأمین باشد همراه امام هستند.

*چند نفر از مکه همراه اباعبدالله حرکت کردند، هزار نفر تقریبا نوشتند وقتی امام رسیدند به کربلا از این هزار نفر، بیست سی نفر بیشتر نبودند غیر از خانواده و بستگان بنی هاشم .کجا رفتند این‌ها؟ در راه که می آمدند خبر می رسید که کوفیان با عبیدالله شدند مسلم را تنها گذاشتند و مسلم به شهادت رسید. این‌ها می دیدند انگار خبری نیست تا حالا به این امید آمده بودند اباعبدالله به کوفه برود و حاکمیت را بگیرد این‌ها هم به نان و نوایی برسند یکی یکی این ها کنار رفتند، دیدند منافعی برای آنها ندارد آنهایی که به دستور پیغمبر عمل نکردند به لشکر اسامه نرفتند هدفشان چه بود؟ ببینید تاریخ نوشته خیلی از این ها هدفشان این بود ببینند پیغمبر اکرم کی از دنیا می رود به دنبال منافعشان بودند. لذا بعضی‌ها منافعشان را هم به خاطر ولی خدا حاضرند بدهند. این یک، بُعد بعدی ولایت‌پذیری و اطاعت در ولایت‌پذیری بعضی‌ها تا زمانی اطاعت در ولایت‌پذیری دارند که ضرر برایشان نداشته باشد.

* حضرت زهرا(س) با امیرالمؤمنین(ع) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) شبها می آمد در خانه انصار و مهاجرین را می زد. می فرمود ای انصار و مهاجرین مگر شما نبودید روز غدیر که پیامبر علی را به امامت قبول کرد؟ گفتند چرا، مگر شما نبودید پیامبر دستور داد از علی اطاعت کنید؟ چرا نمی آیید؟ گفتند می آییم. حضرت فرمود می آیید فردا همه سرها را بتراشید به فلان جا بیایید چند نفر آمدند؟ روایت می‌گوید: مردم ولایت‌پذیریشان را از دست دادند جز سه نفر. چرا نیامدند؟ چون دیدند ضرر دارد. نگاه کردند دیدند فاطمه دختر رسول خداست این‌ها که دیگر از فاطمه زهرا(س) بهتر نبودند فاطمه زهرا فدکش را گرفتند، پهلویش را شکستند، بچه اش را سقط کردند و... گفتند ما برویم ما را می کشند کجا برویم؟ ضرر دارد برایمان. اما ابوذر غفاری تا روز آخر پای امامش ایستاد.

*یکی از اثرات ولایت‌پذیری و اطاعت از ولایت این است که خدای متعال بر اساس ولایت‌پذیری شما به اندازه ای که اطاعت از ولایت می کنید به شما نصرت عنایت می‌کند. درون دل دشمنت ترس می اندازد. عملیات کربلای چهار شد در آنجا بنا به دلایلی از جمله ستون پنجم و این‌ها عملیات لو رفت. شب عملیات عراق آماده شده بود تا عملیات شروع شد. شروع کرد به زدن خیلی شهید دادیم. عملیات بزرگی که در آن سال اعلام شده بود آن سال، سال تعیین تکلیف جنگ هست خواستند جنگ را تعیین تکلیف کنند، جنگ را تمام کنند، ایران هدفش این بود خیلی تدارک دیده بود، به هرحال عملیات شکست خورد. تو هیچ کجای دنیا، تو هیچ پایگاه نظامی و این‌ها شما پیدا نمی کنید بعد از شکست یک عملیات بزرگ کمتر از یکی دو هفته دوباره یک عملیات بزرگ مانند آن انجام بگیرد. فرماندهان آمدند طرح یک عملیات دیگر را ریختند، عملیات کربلای5 . ولی وقتی طرح را ریختند ماندند گفتند نیرو نداریم، رزمنده ها خسته شدند. گفتند از امام تعیین تکلیف می‌کنیم. فرستادند خدمت امام و امام فرمودند عملیات کنید. پیام امام کافی بود، عملیات کربلای 5 شروع شد. یاسر عرفات می‌گوید شبی که عملیات کربلای 5 انجام شد به تعداد کشورهایی که حاشیه خلیج فارس هستند گفت حکام آنها آن شب خوابشان نبرد. وقتی تبعیت از ولایتت کردی، وقتی ولایت‌پذیریت به اینجا رسید که آقا توان ندارم ولی امام گفته هرچه دارم می گذارم وقتی گفتند امام فرموده دیگر هیچ‌کس ان قلت نیاورد . خدا یاریت می‌کند. ترسی در دل دشمنت می اندازد. لذا آن پیروزی که ما در عملیات کربلای 5 به دست آوردیم باور نکردنی بود. این‌ها می‌شود آثار ولایت‌پذیری. اطاعت بی چون و چرا از امام و ولی خدا

*زهرای مرضیه(س) می‌دانست اگر از علی دفاع کند، اگر اطاعت از ولی بکند، اولین اثرش این است که جانش را می‌گیرند گفت عیب ندارد جان من فدای علی.