20 آذر ,1396

اعوذبالله...و جعلنا منکم ائمه من یهدون به امرکم لما سبقوا و کانوابه آیاتنا یوقنون. در آیه دیگر می فرماید و جعلناکم ائمه یبغون الی الناس و یوم القیامه لا........

در دنیا انسانها و جمعیت ها بدون امام نخواهند بود یا امام حق یا امام باطل. امام حق بر اساس این آیه شریفه، یهدون به امرناست، انسان‌ها را هدایت می کند به اوامر الهی یعنی اوامری که از طرف خداوند متعال توسط انبیا و به خصوص 124000 پیغمبر ابلاغ شده به بشر. یک جمعیتی هم هستند آنها هم بی امام نیستند یعنی الباقی کسانی که به دنبال اینها می روند. کسانی که دنبال امام حق می روند مابقی آنها دنبال امام باطل می روند. یعنی ما آدم بی امام نداریم. مگر دیوانه ها، مگر کسانی که اصلا تکلیفشان ساقط است. اگر کسی خودش واقعا قبول دارد خودش دیوانه است که هیچ، دیگر بحثی نیست. و الا کسانی که مکلف هستند و تکلیف دارند اینها یا امامند یا ماموم. یا امام حق یا امام باطل. در همه زمانها هم همین شکلی هست. ائمه حق اینها یعبدون به امرنا. اینها هدایت می کنند به امر خدا. به خواسته های خدا هدایت می کنند. خب می دانید آیات قرآن همه ما عقیده مان است، اعتقادمان هست که قرآن معجزه باقیه پیغمبر است یعنی امروز هم قرآن، تمام آیاتش برای ما حجت است و همه آیات قرآن برای ما هست. اینجوری نیست که آیه ای در قرآن باشد که در شان بنی اسرائیل یا ابراهیم و اسماعیل و سلیمان و امثال اینها نازل شده باشد و ربطی به من نداشته باشد. تمام آیات قرآن به همه ما ربط دارد. لذا در همین آیه شریفه ای که خواندیم؛ خداوند متعال می فرماید ما اینها را به عنوان امام و پیشوا و رهبر برای جامعه قرار دادیم که اینها را یعبدون به امرنا، هدایت کنند به امر ما نه دل خودشان و نه میل و سلیقه خودشان. آنچه را که ما گفتیم همان را ابلاغ می کنند. خب نگاه کنیم ببینیم ما در چه وضعیتی هستیم. الحمدالله به حول و قوه الهی، با عنایت امام زمان، با ایثار

شهدا و جانبازان و آزادگانی که همه وجودشان را گذاشتند در طبق اخلاص و به جایگاهی رسیدند که امام (ره) با افتخار و سربلندی در سخنرانی رسمی خود اعلام کرد امتی که الان وجود دارد و در واقع از این امام پیروی می کند از امتی که رسول الله داشت؛ علی مرتضی داشت و امام مجتبی و امام حسین داشت؛ اینها محکم تر و استوارترند. امام حسین که در تعریف و تمجید از یارانش آن شب عاشورا می فرماید که من یارانی باوفاتر از شما سراغ ندارم، آن را به چند نفر می گوید. عددشان به صدنفر نمی رسد. عدد یارانی که امام حسین تعریف شان کرده و مُهر نمونه روی آنها زده دو رقمی است، سه رقمی نمی شود. ولی الان یارانی که از خطه سلمان فارسی، از  ایران اسلامی در یاری دین خدا به رهبری روح الله بلند شدند شما ببینید عددشان را چه کسی می تواند بشمارد. آنهایی که قطعا تمام وجودشان را در طبق اخلاص گذاشتند. من که آمار ندارم ولی جمعا بالای چند میلیون نفرند. چون فقط شهدا نبودند که. این انقلاب با شکوه، این موقعیت ویژه با همت همین ها به دست آمده. حالا در پیشگاه همین ها من هرچه فکر کردم دیدم امروز فرمایشات و بیاناتی که مقام معظم رهبری در پیشگاه حضرت ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا (ع) اعلام کردند را باهم مرور کنیم. ببینیم ما کجای کار هستیم. وظیفه ما چیست. اگر او امام هست ما ماموم هستیم. به عنوان یک ماموم وظیفه ما چیست؟ حضرت امیر می فرماید امام بدون ماموم اصلا امام نیست. چون امامت یک امر واقعی هم هست. یک جا امر حق است و حقیقی هست مثل ائمه معصومین. حضرت امام علی(ع) تا امام زمان(عج)، چه مردم ماموم اینها باشند چه حرفشان را گوش نکنند؛ اینها امامند. آنها حسابشان جداست. چون امامت آنها امامت حقیقیه است. یک امامت واقعیه داریم مثل امامت امام و مقام معظم رهبری. اینها اگر کسی حرفشان را گوش نکند اصلا امام نیستند چون امام یعنی پیشرو و اگر کسی حرفشان را گوش نکند، پیشرو نیستند، تنهارو هستند. یعنی تنهایی یک حرفی را زدند، یک راهی را رفتند. امت باید دنبالشان باشد، امت باید بالای سرشان باشد. امت دقیقا نگاه کند. اگر خواستیم واقعا پیرو باشیم ، شیعه باشیم و امت اماممان باشیم، نگاه کنیم ببینیم سلمان چه جوری راه می رفت. سلمان فارسی به جایگاهی رسید که توانست جزء اهل بیت شود. السلمان منا اهل البیت بشود؛ این ویژگی اش این بود که حتی در راه رفتن ظاهری تلاش می کرد که پایش را بگذارد سر جای پای رسول الله(ص) و حضرت امیر(ع). این نقل مشهور را شما شنیده اید. رفتند دنبالشان رسیدند دیدند دونفرند. حضرت امیر و سلمان، گفتند شما دونفرید ولی ما درد یک نفر را زدیم تا رسیدیم به این جا. گفتند که سلمان دقیقا پایش را می گذاشت جای پای حضرت امیر(ع). این قدر تبعیت بوده. من خودم نظرم همین هست و قرائتم این است و من این جوری فهمیدم و اصلا در اسلام و در تشیع از این حرفها نداریم. اگر اسلام هوالتسلیم است آن قسمت اولش که ما هر کار داشته باشیم باید برویم مطالعه کنیم باید تحقیق کنیم آن در اصول دین است. از قسمت اصول دین که رد شدیم ان شاءالله خدا را خوب شناختیم، لزوم پیامبری و پیامبران را شناختیم، امامت را شناختیم، دیگر جای بحث نمی ماند، دیگر یک کلمه است و آن چشم است. باید ببینیم امام چه گفته، خدا چه گفته، پیغمبر خدا چه گفته، بگوییم چشم. در مقابل خدا و پیغمبر و امام اصلا بحثی نمی ماند. حال ما به عنوان امت نمونه ای که امام آن جوری به ما افتخار می کرده؛ رسول گرامی اسلام 1400 سال پیش دست زدند پشت سلمان به شماها افتخار کردند، شماها را به عنوان برادر خطاب کردند. بعضی ها اعتراض کردند گفتند یا رسول الله پس ما چی؟ حالا در یک چنین موقعیتی وظیفه ای که ما داریم این است که اولا آن کسی را که قرار دادیم به عنوان رهبر، به عنوان پیشرو و راهنما، برای رسیدن به آرمانهای اسلام ناب، اولا ببینیم چه گفته اند. تا نفهمیم چه گفته که نمی توانیم انجام دهیم. من فهرست فرمایشات آقا را خدمت عزیزان عرض می کنم بعد می رویم یکی یکی سراغش. اولین مبحثی که آقا مطرح کردند این بود که ایرانی تاثیر گذار است، تاثر پذیر نیست، زرنگ و زیرک است. المومن کیث ... فرمودند همین برنامه نوروز و جریان سال تحویل، که ایرانی ها گرفتند و با اسلام جوری تغییرش دادند که شکل ظاهریش مانده و محتوایش اسلامی هست. مساله بعد که آقا مطرح کردند بحث این بود که بله نصرت الهی حتمی است، وعده خدا جایش را حق گذاشته و تحقق باید پیدا کند، شرایط نصرت الهی تحقق پیدا نکند، خداوند نصرت نمی دهد. فرصتها و چالش هایی که ما در پیش رو داریم آقا تبیین کردند. مسائل اقتصادی و راهکارها و خطوط کلی و اصلی که ملت و دولت باید پیگیری کند را آقا بیان فرمودند که در همین زمینه مسائل اقتصادی بحث کاهش واردات کالاهای مصرفی، مبارزه با قاچاق و اهتمام امت به مصرف کالاهای ساخت داخل، پرهیز از اسراف و یک مسائلی هم راجع به بحث هسته ای آقا مطرح کردند. اولین بحثی که آقا بیان فرمودند بحث زیرکی ایرانی بود. ایرانی باید زیرک باشد، زیرک هم بوده تا الان. شما می دانید که ایران جزء ابرقدرتهای زمان خودش بود. در زمان ظهور اسلام ایران جزء ابرقدرتها بوده. قدرت کمی نبوده، قدرت کوچکی نبوده که چهارتا عرب بلند شوند بیایند و به راحتی ایران را تسخیر کنند و تصرف کنند. این جوری نبوده این کشور ابرقدرت بوده، قدرتمند هم بوده است؛ منتها وقتی که این‌قدر قدرتمند بوده و مغرور بوده که تنها پاد شاه نفهمی که نامه رسول الله را پاره کرد ایران بود. که حالا بعضی می گویند بنویسید نوروز جمشید و شید و مید و اینها مبارک باد. نه بابا اینها اصلا آدم نبودند، فرهنگ نداشتند. این قدر بی شعور و بی فرهنگ بودند که نامه را پاره کردند. یعنی از اوباما بدتر بودند. اوباما که براش نامه نوشتند؛ رئیس جمهور آمریکا، احمدی نژاد برایش نامه نوشتند، کسان دیگر نوشتند؛ کدامشان نامه را پاره کردند؟ نامه پاره کردن نشانه بی سوادی و بی شعوری و بی فرهنگی است. آن وقت بعضی ها به اینها افتخار می کنند. هرجایی هم نفهمیده و بدون اطلاع و مطالعه، باد می زنند بر این کورش و خشایار و از این داستانها. اینها را باید حواسمان باشد در قرآن آیات عجیب و غریبی ما داریم مخصوصا در سوره توبه. اصلا خیلی باید آدم حواشس به حرف زدنش باشد. یکی از صفات منافقین این است که حرفایشان را می زنند بعد می گویند شوخی کردیم. خیلی باید حواسمان جمع باشد. آن وقت برداشت نامه را پاره کرد. این قدر مغرور بودند، گردن کلفت بودند. آن وقت یک جمعیتی بعد از رسول الله لشکر اسلام حرکت کرد عین آب خوردن آمد ایران را گرفت چرا؟ چون که خبر رسیده بود که اسلام یک حکومت این شکلی است، عدالتی دارد این جوری، در باب علم محدودیت قائل نیست که حتما باید خاندان سلطنتی تحصیل کنند نه! همه باید تحصیل کنن؛د طلب علم فریضه هست در کل مومن و مومنه. اینها به آنها رسیده بود دیده بودند و شنیده بودند که وقتی که غنیمتی حاصل می شود این غنائم تقسیم می شود بین همه. همان اندازه که به استانداران و وزرا و کارگزاران می دهند به آن پابرهنه ای که هیچی هم ندارد به آن هم همان اندازه می دهند. اینها چیزهایی بود که به آن‌ها رسیده بود. این طرف قضیه هم ظلمها و بی حیائی ها و سایر مسائل منفی پادشاهان و کسراها و قیصرها را دیده بودند. آن وقت وقتی لشکر اسلام آمد؛ اینها درها را باز کردند گفتند بفرمایید تو. آنهایی که خیلی ادعای تاریخ دارند بعضی  وقتها یک مزخرفاتی هم می گویند که یک مدرک بیاورید که ایران مقاومت کرده باشد در مقابل لشکر اسلام و لشکر اسلام وقتی آمده اینجا تخریب کرده باشد. نمونه بیاورند چرا همین جوری حرف می زنند. کجا لشکر اسلام آمد کتابخانه ها را آتش زد. آنهایی که می رفتند کتابخانه آتش می زدند به زن و ناموس مردم تجاوز می کردند همان هایی بودند که دارید به آنها افتخار می کنند. همان کورش و داریوش و نمی دانم خشایار و این داستانها. آنها بودند که هر جا می رفتند یک دفعه اذن عمومی دادند می گفتند هر کس هر کاری می خواهد بکند ، آتش بزنند و ببرند. با کتابخانه ها مخالف بودند بزرگترین کتابخانه هایی که در همین مملکت و در کل جهان تاسیس شد بروید مطالعه کنید ببینید موسسش چه کسانی بودند؟ موسسش کفار بودند یا

مسلمانها بودند؟ علمای بزرگ اسلام بودند. لذا ایران پذیرای اسلام بود. اسلام پذیرفت به زور نبود. منتها کسانی که آن روز آمده بود آنها برادران ناتنی ما رئیسشان بود. یعنی ولایت و امامت غصب شده بود. تمام نیروها و تمام تبلیغات همه دست دشمن هست. ایرانی در آن موقعیت توانست بفهمد حق با علی است. حالا  مقام معظم رهبری با اشاره به این مساله چی می خواهد به ما بفهماند. یک رسم ایران باستان را ایرانی ها یک چیزهای خوب دارند، خیلی چیزهای بد هم دارند همه آن چیزهای بد را ریختند دور یک چیز را نگه داشتن. قالبش را نگه داشتند ، چیزهای اسلامی در آن ریختند. صله رحم را ریختند، هدیه دادن و نظافت و این چیزها را. لذا مقام معظم رهبری فرمودند این عید نوروزی که ما داریم و بعضی ها به آن می گویند باستانی، این هیچ ربطی به آن نوروز واقعی ندارد. چون در عید نوروز باستانی سلاطین و زورمداران اینها می نشستند و ملت باید برای آنها هدیه می آورد. الان این گونه است؟ برعکس است. سلاطین می نشستند و ملت باید می نشستند پای حرف آنها گوش می کردند به اراجیف آنها و مرتب تملق می گفتند. گزارشات کذب می گفتند و امثال ذالک. الان یکی از گوشه های این قسمت پیام مقام معظم رهبری این است که ما خودمان را از دنیا قرار نیست جدا کنیم. عیب ندارد، اینترنت آمده خیلی هم خوب است، ماهواره آمده خیلی خوب است، شبکه های اجتماعی آمده خیلی خوب است. همه اینها را مثل نوروز که برداشتیم و قالبش را نگه داشتیم و محتوایش را اسلامی کردیم؛ این‌ها را هم باید قالبش را نگه داریم. ما چرا از اینترنت آنچه را که می شود استفاده کرد به نفع اسلام، به نفع بشریت ، به نفع هدایت چرا استفاده نکنیم؟ چرا راه استفاده را یاد به بچه هایمان یاد ندهیم. حتی همان داستان ماهواره، این شبکه های اجتماعی. اینها همه اش می شود قالبهایش را نگه داشت. امام رضوان الله اگر یادتان باشد فرمودند ما با سینما مخالف نیستیم ما با محتویات سینما مخالفیم. آن زمان پهلوی ملعون، بله سینما یک ابزار است مثل مثلا ما بیاییم حالا که الحمدالله چاقو سازی نیست در نی ریز، سابق چاقو سازی از کارهای مهم نی ریز بود. بگوییم آقا چاقو سازی را تعطیل کنیم برای این که بعضی ها چاقوکشی می کنند. این چه حرفی است همه می خندند. بیاییم سینما را تعطیل کنیم به خاطر این که مثلا می آیند فیلمهایی که بدآموزی دارد می گذارند. اصلش را نگه دارید. شما فیلم آموزشی بگذارید؛ فیلمی بگذارید که درس زندگی یاد بگیرند فیلمی بگذارید که در آن معرفت نسبت به ائمه پیدا کنند؛ نسبت به وجود رسول الله معرفت پیدا کنند؛ اینها ر ا شما بگذارید. پس اولین پیام امام در محضر مقدس ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا(ع) این است که تاثیر گذار باشیم در اجتماع مان، نه تاثیر پذیر. وارد یک جشن عروسی که می شویم فورا نبینیم جمع چه طوری هستند ما هم مثل آنها بشویم. ببینیم آیا جمع اسلامی هست یا نیست اگر هست که اهلا و سهلا. ما می رویم جزء گروه مسلمانها. اگر نیست برویم جو را عوض کنیم. اگر در جمعی نعوذبالله دارند اسلام را مسخره می کنند جزء ساکتین نباشیم یا اعتراض کنیم و جو را تغییر دهیم یا اگر نمی توانیم، قرآن می فرماید جلسه را ترک کنیم؛ برویم. بعد که حرفشان عوض شد برگردید. قرآن می فرماید یهدون به امرنا اگر حرفی هم می زنند هدایتی هم می کنند به امر ما‌ست؛ هدایت به اوامر ماست. یعنی به اوامر خدا هدایت می‌کنند. اولش این است که تاثیر گذار باشیم مسلمان باید تاثیر گذار باشد؛ تاثیر پذیر نباشد. چون مسلمان تکلیف خود را از روز اول مشخص کرده با اصول دین رفته و مشخص کرده و مستدلا یاد گرفته، فهمیده و باور کرده است. حضرت امیر می فرماید اگر در دست من جواهر باشد همه دنیا جمع شوند و بگویند این یک شیء بی ارزشی هست یک ذره در اراده من تغییر نمی کند برعکس اگر همه بگویند این یک شیء با ارزشی هست یک ذره من باور نمی کنم. قابل توجه آنهایی که می خواهند کاندید بشوند این فرمایش حضرت امیر را یادتان باشد می آیند دوروبرتان جمع می شوند و گولتان می زنند، آبرو وحیثیتتان را می برند. مشورت کنند بالاخره ما که گفتیم هر چه امام جمعه محترم بگویند همه بروند با امام جمعه مشورت کنند یک نفر بیاید میدان و آبرو و حیثیت خودشان را نبرند. موقعی که از 500 تا ده، سه نفر آمدند به ما می گویند آقا ما صد درصد پشت شما هستیم من باور نکنم که همه این دهات پشت ما هستند. در یک شهر هم یک گوشه ای از الان می گویم  کسی خرج نکند. این دفعه با حول و قوه الهی با عنایت امام زمان و با پشتیبانی همین شهدا که در خدمتشان هستیم قاعدتا یک تصمیم جدی گرفته شده که بالاخره با زبان خوش یک نفر بیاید و بقیه بروند؛ یا با زبان ناخوش غیر از یک نفر بقیه همه باید بروند. یعنی این دفعه با حول و قوه الهی با عنایت شهدا قرار نیست که هر کس هر کاری خواست در جوار ما و در شهر هم جوار ما ان شاءالله نتوانند انجام بدهند. همه اینها موقعی درست می شود که ما گوش به دو لب مبارک مقام معظم رهبری باشیم. آن خطرهایی که گوش زد می کنند را جدی بگیریم خطر تا جدی نباشد مقام معظم رهبری گوش زد نمی کند. چیزهای خصوصی را اصلا به روی خودشان نمی آورند. یعنی جایگاه و شخصیتشان طوری هست که مسائل کوچک را خیلی راحت اغماض می کنند. لذا اگر می بینیم یک وقتی تذکری می دهند؛ چه در مورد مجلس شورای اسلامی، چه در مورد مجلس خبرگان، چون احساس خطر شده؛ دشمنان نشستند برنامه ریزی کردند در همین فرمایشات هم فرمودند برای ما برنامه دارند تو زمینه های مختلف.