23 آذر ,1396

حاج سید مهدی فال اسیری:

× اقامه نماز به زبان خودمانی. یعنی در زندگی­شان اولویت اولشان می­شود نماز. اگر اولویت اول شد نماز آن وقت خیلی چیزها فرق خواهند کرد

 

×می­گویند آقا چرا می­روید حج و پولهایتان را خرج وهابی­ها می­کنید؟ خب آنجا رفتنش لازم است شما برو ولی چیزی نخر. رفتنش لازم است چرا؟ چون فعلا تنها جایگاهی که مسلمانان همه دنیا توانسته­اند جمع شوند آن جاست. آنجا می­شود تبادل اطلاعات کرد، می­شود خبر داد ما که در محاصره­ ایم

روز رحلت بانوی با معرفت جهان اسلام است. ویژگی ام­البنین این نبود که فرزندانی شجاع داشت. متاسفانه در اجتماع برای این که انسان­ها را از آن هدف عالی دور کنند؛ یک اخلاق سوری و سردستی را مطرح می­کنند و قالب می­کنند که کسی دیگر دنبال آن نرود. یک جنس معمولی توزیع می­کنند تا کسی دنبال جنس اصلی نرود. مثلا می­روند عنوان می­کنند که از فضائل حضرت ام البنین، فاطمه بنی کلابه این بود که فرزندان شجاعی را تربیت کردند. ولی اینها آدم را بزرگ نمی­کند. یک چیزهایی است که اختیاری نیست بالاخره فاطمه بنی کلابه یک طایفه­ای بوده که این طور بچه به دنیا می­آوردند. بچه­هایشان قدبلند و رشید بودند. خب این که هنر نیست؛ این برای آن طایفه بوده.  من دو ویژگی از فاطمه بنی کلابه عرض می­کنم. اول این­که وقتی آمد خانه حضرت امیر، نه به دلیل این که آن­ها آدم­های احساسی بودند و گریه می­کردند و یاد مادر می­افتادند؛ نه، امام حسین و اما حسن و زینبین، انسان­های احساسی نبودند. نه، او به این دلیل گفت که به من فاطمه نگویید که در آن خانه فاطمه­ای صدا زده می­شد که آن فاطمه اشرف و بهترین و خیر تمام زنان دنیا و آخرت بوده است. گفت مبادا یک جنس بدل به جای آن بیاید. به این دلیل بود گفت مبادا یک وقت خیال کنند که من هم فاطمه هستم. گفت به من بگویید ام البنین. هنوز بچه نداشت چرا؟ دوم این­که حضرت ام البنین وقتی که خبر از کربلا آوردند؛ اول سؤالی که کرد از امام زمانش کرد. آنها می­گفتند عباست این جوری، او اصلا کاری نداشت. می­گفت حسین چه شد. این­ها فضیلت است؛ یعنی امام زمان را دیدن و خود را ندیدن. مصیبتی که تمام خوبان عالم به دلیل پیروی از امان زمانشان مبتلا هستند و بوده­اند و خواهند بود. این که پیغمبر ما می­فرماید: این قدر که من اذیت شدم هیچ پیغمبری اذیت نشد؛ یکی از دلائلش همین است. مردم را می­خواهند راهنمایی کنند به سوی خدا، به سوی سعادت، به سوی تمام خوبیهای عالم، هم در دنیا هم در آخرت. طرف می­گوید چشم و باز راه خودش را می­رود. همین خود ماها؟ واقعا چند نفر از شیعه­ها و نمازخوان­ها، یا صاحب الزمان گوها، سیزده را به عنوان سیزده رفتند بیرون؟ اصلا عیب ندارد تفریح رفتن اصلا هیچ عیبی ندارد. خیلی خوب است؛ انسان وقتی که در دامن طبیعت می­رود چشمانش را باز کند قدرت خداوند را ببیند. هر ورقش دفتری است. خیلی عالی هست. ولی با چه عنوان رفتند بعضی­ها؟ به عنوان سیزده؟ این قدر که اهتمام به سیزده دارند اگر یک دهم این اهتمام را به نمازش فقط داشت اصلا همه مشکلات عالم حل می­شد. علی ای حال این بانوی بزرگ، ویژگی­اش این بود که اصلا خودش را نمی­دید و برای خودش هیچ قائل نبود. در مقال خاندان عصمت و طهارت در مقابل علی و اولاد علی و همسر علی، رسول گرامی اسلام اصلا خودی نمی­دید. لذا گفت به من بگویید ام البنین. نه این که خدای نخواسته مثل این است که اسم بچه­هایشان را در شناسنامه می­گذارند فاطمه، زهرا، خدیجه، سکینه صدایش می­زنند آزیتا. این­ها فرق می­کند. او به اسم فاطمه افتخار می­کرد؛ ولی برای این که مبادا حالا که آمده در این خانه یک وقت در ذهنش برود که این فاطمه است آن هم فاطمه بوده نه. اصلا قابل مقایسه نیست. حالا شیعه­ها، منتظران امام زمان ببینند اولین حقی که بچه­هایشان برگردنشان دارند چیست؟ اسم بچه­هایشان را یک چیزهایی می­گذارند که آخرش هم آدم یاد نمی­گیرد. می­گویند مثلا ریشه­اش چیست؟ می­گوید مثلا درخت انگور. می­گویی معنی­اش چیست؟ می­گوید آسمان. ان شاءالله خدا همه ما را هدایت کند و نور ایمان را به قلبمان بتاباند که جلو چشمانمان را بتوانیم ببینیم.

 اولین فرمایشی که مقام معظم رهبری می­فرمایند بحث زیرکی ایرانی بود. که ایرانی با زیرکی آمد این عید نوروز را گرفت و محتویات آن را عوض کرد و اسلامی­اش کرد و الا آن نوروز باستانی که بعضی­ها خیلی هم دارند برای آن شعار می­دهند اصلا این نبوده. همه چیزش را عوض کردند. دومین فرمایش مقام معظم رهبری که فرمودند در باب این بود که مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد. بله ان الله علی نصرهم لقدیر خداوند وعده نصرت داده. قدرتش را هم داده؛ قطعا هم نصرت می­کند. منتها چهار تا شرط گذاشته برای نصرت. کسانی که از زیر چنگال یوغ استعمار طاغوت نجات پیدا می­کنند و قدرت به دستشان می­آید این­ها را اگر قرار باشد خدا قدرت دستشان بدهد طوفان شن بفرستد در آن لحظه­ ای که هیچ چیز خبر ندارند همه در خوابند در طبس بزند پیچیده­ترین عملیات نظامی را با شکست مواجه کند و امثال ذالک. این­هایی که از زیر یوغ حکومت ستم­شاهی بیرون آمدند حالا حکومت افتاده دست خودشان اسم عوض نکنند دین­ها هم بشود مثل همان­؛ اینها هم همان کار را کنند. در اداره وقتی می­رویم نفهمند معنای ارباب رجوع را یعنی چه. این کسی که آمده جلوی میز شما ایستاده به شما مراجعه کرده؛ این ارباب تو هست. در نظام طاغوتی این­گونه تعریف نمی­شود. در نظام طاغوتی آن که پشت میز نشسته ارباب است و کسی که مراجعه کرده نوکر است. خداوند چهارتا شرط برای یاری ما گذاشته؛ اول این که ان مکنا هم فی الارض، اگر این­ها را ما قدر ت و تمکن دادیم اول کاری که می­کند اقامه نماز می­کنند؛ اقامه نماز به زبان خودمانی. یعنی در زندگی­شان اولویت اولشان می­شود نماز. اگر اولویت اول شد نماز آن وقت خیلی چیزها فرق خواهند کرد. آدم موقع نماز نمی­تواند مغازه باز پیدا کند. چرا؟ چون اولویت اولشان نماز است. همه پاسخ لبیک می­گویند به حی علی الصلاه حی علی الفلاح، حی علی خیرالعمل. اگر اولویت اول نماز باشد اتوبوس­ها موقع نماز می­ایستند؛ چون یکی از شرایط باطل کردن دفترچه نایستادن برای نماز است. خب نماز چرا این همه اهمیت دارد؟ مقام معظم رهبری چند تا تکه­اش را بیان فرمودند. وقتی موقع نماز می­شود همه به یک سو و به یک قبله نماز می­خوانند. این یک بعدش هست و بعد دیگر هم این­که تمرین هماهنگی مسلمان­هاست. به قول مقام معظم رهبری ترسیم هنری نماز اسلامی است. افضل و اولای نمازها، نماز جماعت در مسجد است. یعنی نمازی که هم به جماعت خوانده شود در مسجد باشد هر چقدر هم تعدادش بیشتر باشد این افضل است از سایر نماز­های دیگر. خب این جماعتی که این قدر فضیلت دارد برای این است که تمرین هماهنگی است. ماموم حق ندارد قبل از امام جماعت به رکوع برود، بلند شود، به سجده برود. در افعال باید حتما تابع یک جماعت باشد. سمت و سو باید یکی باشد یعنی جهت قبله باید یکی باشد از امام جماعت هم نباید جلو بیفتد نه عقب. بالای حرف امام جماعت نباید حرف بزند، یعنی امام جماعت نباید صدایش را بشنود. همین­ها را اگر جامعه اسلامی و مسلمانان رعایت کند چه اتفاقی می­افتد؟ چقدر هماهنگی به وجود می­آید؟ دومین کاری که این آیه شریفه می­فرماید و از شرایط نصرت الهی است اقامه نماز و ایتاء زکات است. زکات اگر پرداخت شود چه اتفاقی می­افتد؟ اولا زندگی در این اجتماع که همه دست به خیرند؛ هم زکات واجبشان را می­دهند هم پرداخت­های مستحبی را می­دهند؛ زندگی در یک چنین اجتماعی خیلی راحت است. چون یک حداقل­هایی را دارند. دیگر در روزنامه­ها نمی­نویسند یک پیرزن را کشتند فقط چون چندتا النگو داشته. اختلاف­ها زیاد نیست که فقر این قدر فشار بیاورد. همه این­هایی که دست به قتل می­زنند؛ دست به سرقت می­زنند؛ همه این­ها بعدا پشیمان می­شوند. ولی در آن لحظه فشار به آنها آمده و مرتکب جنایت شدند. خب وقتی که آبرو را بردند مثل ریختن آب در زمین شنزار است. دومین مساله­ای که جزء شرایط نصرت الهی است که اگر بخواهیم نصرت الهی شاملمان شود؛ بعد از نماز پرداخت­های مالی است. خوش به حال آن­هایی که اول با قصد قربت توانستند بدهند؛ با اخلاص توانستند بدهند؛ بعد مزه پرداخت در راه خدا رفته زیر دندانشان و آن را با تمام وجود درک کردند و لمس کردند و با همین چشمانشان دیدند که اگرهزار تومان بدهند ده هزارتومان بر می­گردد.  این را فهمیده­اند. منتها اولین بار هنر کردند که توانسته­اند خالصانه مال خودشان بدهند. بعد دفعه­های بعد هم خالصانه می­دهند. بعضی­ها هم هستند حلال و حرام و صغیر و کبیر، راست و دروغ را با هم قاطی می­کنند؛ می­گذارند برای ورثه بدتر از حارث. سومین شرایط، بحث امر به معروف و نهی از منکر است. امر به معروف جزء شرایط نصرت الهی است. حالا معروف چی هست؟ خود همین نماز، جزء معروفهاست. خود این زکات جزء معروفهاست. خب می­گویند آقا چرا می­روید حج و پولهایتان را خرج وهابی­ها می­کنید؟ خب آنجا رفتنش لازم است شما برو ولی چیزی نخر. رفتنش لازم است چرا؟ چون فعلا تنها جایگاهی که مسلمانان همه دنیا توانسته­اند جمع شوند آن جاست. آنجا می­شود تبادل اطلاعات کرد، می­شود خبر داد ما که در محاصره­ایم. خبرها و شکل­های خبری دست آنهاست. نشریات، ماهواره­ها و تلوزیون همه دست آنهاست. این قدر یک خبری را به عناوین مختلف طرح می­کنند که خیال می­کنند راست است. یکی از معروف­ها تشکیل حکومت برای اجرای احکام الهی است.